مقالات سری آموزشی بهینه سازی نرخ تبدیل
بدون شک، با مطالعه مقاله “چیست بهینهسازی نرخ تبدیل؟” از مفهوم بهینهسازی نرخ تبدیل به خوبی آگاه شدهاید. در قسمت قبلی آموختیم که دو برابر کردن نرخ تبدیل، به معنای نصف کردن هزینههای جلب مشتری است و همچنین بیان کردیم که چگونه در انتخابات سال 2008، پویش ریاست جمهوری اوباما از بهینهسازی نرخ تبدیل به منظور جلب 288.000 داوطلب بیشتر استفاده کرد و موفق به جمعآوری 60 میلیون دلار کمکهای اهدایی بیشتری شد.
حالا با این اطلاعات ارزشمند، آمادهاید تا به بهترین شکل ممکن آزمایشهای بهینهسازی نرخ تبدیل را شروع کنید، اما باید بدانید که از کجا باید شروع کنید. بسیاری از افراد در زمینه اجرای بهینهسازی نرخ تبدیل بسیار هیجانزده هستند و اولین آزمایشی که به ذهنشان میرسد را اجرا میکنند. این نکته مهمی است، اما بهترین رویکرد برای افزایش احتمال موفقیت محسوب نمیشود.
یکی از نکات کلیدی در مسیر بهینهسازی نرخ تبدیل، جمعآوری داده است. به این نکته ویژه توجه کنید که جمعآوری داده برای بهینهسازی نرخ تبدیل از اهمیت بسیاری برخوردار است.
چرا باید با جمعآوری داده شروع کنید؟
یکی از مهمترین درسهایی که پس از هزینه کردن 252 هزار دلار برای بهینهسازی نرخ تبدیل فهمیدم، اهمیت گردآوری دادههای کمی و کیفی قبل از شروع آزمایش بود. اگر دادهها را جمعآوری نکنید، ممکن است در مسیر تصمیمگیری خود، تنها به خودتان اتکا کنید و این ممکن است به تلف شدن زمان و پول منجر شود.
بنابراین، بهتر است حداقل یک ماه (یا حتی بیشتر) را برای جمعآوری دادهها اختصاص دهید تا از اطلاعات به دست آمده برای آزمایشهای خود بهرهبرید، به جای اعتماد به احساسات و حدسوگمانهای شخصیتان. بدون اجرای این مرحله، ممکن است در پایان با تعداد زیادی آزمایش روبهرو شوید که به نتایج نامطلوب منجر میشوند.
همچنین، ضروری است که دادههایی که جمعآوری میکنید به شکل همزمان کمی و کیفی باشند. ارقام تنها نقطه شروعی هستند ولی دادههای کیفی وضعیت شما را با جزئیات و رنگهای مختلف مشخص میکنند.
برای دستیابی به تصویر کاملتر و جزئیات مختلف، باید از دادههای کیفی نیز استفاده کنید. این به معنای پرسشهایی از مشتریان فعلی و احتمالی درباره محصول یا خدماتتان است. پاسخهای کیفی به شما درک بهتری از دلایل خرید یا عدم خرید مشتریان میدهند و اغلب به بزرگترین بهبودها در کسبوکار شما منتهی میشوند.

آخرین نکتهای که باید به آن توجه کنید این است که بهتر است دادههای بیشتری را جمع آوری کنید تا اینکه دادههای کافی برای اتخاذ تصمیم صحیح نداشته باشید. با تجزیه و تحلیل الگوهای رفتاری کاربران بر اساس 100 پاسخ به پرسشنامه، به راحتی میتوانید به نتایج دقیقتری برسید. همچنین، اگر دادههایتان بیش از حد باشد، همیشه میتوانید بخشی از آنها را نادیده بگیرید. اما اعتماد به تصمیمگیری بر اساس دادههای ناکافی، بسیار خطرناک است.
به همین دلیل بهتر است حداقل یک ماه را صرف جمع آوری و تحلیل دقیق دادهها کنید، و پس از آن به آزمایشهای خود بپردازید. این رویکرد نهایتاً به صرفهترین و بهرهورترین راه برای صحیح کردن تصمیمگیریهایتان خواهد بود.
روشهای جمع آوری داده برای بهینه سازی نرخ تبدیل
روش اول: گوگل آنالیتیکس
در جهان دیجیتال امروزه، دادهها به یکی از دارای ارزشترین داراییها تبدیل شدهاند و یکی از بهترین ابزارهایی که میتوانید با آن فرآیند جمعآوری داده را شروع کنید، گوگل آنالیتیکس است. این ابزار، به شما نه تنها دادههای کمّی درباره رفتار کاربران ارائه میدهد بلکه به شما اجازه میدهد تا نحوه استفاده آنها از محصول یا سرویس شما در طول قیف فروش را نیز به دقت بشناسید.

با کلیک روی گزینه “Conversions” و سپس “Funnel Visualization” در گوگل آنالیتیکس، شما میتوانید نرخ تبدیل قیف وبسایت خود را به سادگی مشاهده کنید. البته اگر از قبل این تنظیمات را انجام ندادهاید، لازم است ابتدا اهداف تبدیل (Conversion Goals) را مشخص کنید و سپس قیف تبدیل را ایجاد نمایید. اهداف تبدیل نشان میدهند که چه درصد از بازدیدکنندههایتان به مشتری یا کاربر تبدیل میشوند و قیف تبدیل به شما نشان میدهد که اکثر بازدیدکنندگان چگونه از یک مرحله به مرحلهی بعدی این فرایند حرکت میکنند. به کمک گوگل آنالیتیکس، به بهرهوری و رشد کسبوکارتان یک افزونه ارزشمند خواهید داد.
اگر بازدیدکنندگان شما در مسیری مشخص در وبسایتتان حرکت میکنند، با استفاده از ابزارهای گوگل آنالیتیکس، میتوانید بهرهوری بیشتری از این دادهها کسب کنید. به عنوان یک مثال، فرض کنید که وبسایت شما یک نرمافزار با سرویس (SaaS) ارائه میدهد. با استفاده از گوگل آنالیتیکس، میتوانید ببینید که چه تعداد از بازدیدکنندگان از صفحه اصلی به صفحه قیمتها منتقل میشوند و چه تعداد از آنها به مراحل بعدی مانند صفحه ثبتنام و استفادهی آزمایشی رایگان میرسند.
آنالیز این دادهها به شما امکان میدهد تا مراحل مختلف قیف تبدیل خود را ارزیابی کنید و از آنجا که میدانید چه بخشی از مخاطبان در هر مرحله متوقف میشوند، میتوانید بهبودهای لازم را اعمال کنید. به عنوان مثال، اگر متوجه شوید که تنها 5% از بازدیدکنندگان از صفحه قیمتها به صفحه ثبتنام میرسند، میتوانید به بررسی دقیقتری از محتوا و رابط کاربری صفحهی ثبتنام بپردازید تا نرخ تبدیل را افزایش دهید.
استفاده از اهداف قیف تبدیل در گوگل آنالیتیکس به شما این امکان را میدهد که به طور مداوم تغییرات را نظارت کرده و به بهبودهای مستمر بپردازید. اگر از نحوه کار با گوگل آنالیتیکس آگاه نیستید، پیشنهاد میشود که مقالهی “گوگل آنالیتیکس چیست؛ راهنمای کامل استفاده از آنالیتیکس برای افراد مبتدی” را در وبلاگ فنابایت مطالعه کنید.
وقتی که قیف تبدیل (همان قیف رشد/قیف فروش) خود را ایجاد کردید، باید به آن فرصت دهید تا متنفری وابسته به انجام بهبودها جمعآوری شود. پس از هر بهینهسازی در نرخ تبدیل، نباید فراموش کنید که به این قیف بازگشته و اطلاعات به دست آمده از آزمایشها و بهینهسازیهای خود را مورد بررسی دقیق قرار دهید.
آنچه در قیف باید جستجو کنید، نقاطی هستند که کاربران به شدت دچار ریزش میشوند. آیا اکثر افراد در مرحله اول به مرحله دوم ریزش میکنند یا در مرحلهی ثبتنام نهایی؟ این نکات را به دقت یادداشت کنید و تغییراتی که ممکن است نرخ تبدیل را در این نقاط معین بهبود بخشند را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.
همچنین، حال که مکانهای ریزش کاربران را شناسایی کردهاید، میتوانید با استفاده از دادههای به دست آمده فرضیههایی برای آزمایش هر مرحله از مسیر قیف ارائه دهید و همچنین اولویتبندی کنید که کدام آزمایشها را در اولویت قرار دهید.
اجرای تستها را زودی آغاز نکنید، اما کمکم شروع به کار کنید و از اطلاعاتی که تا به حال جمعآوری کردهاید، خلاصهای مشخص تهیه کنید و تغییراتی که میتوانید در قیف تبدیل خود ایجاد کنید را بررسی کنید. همچنین، نباید فراموش کنید که نرخ تبدیل کلی قیف را نیز نظارت کنید تا عملکرد تبدیل سایت خود را بهبود بخشید. (بدون نگرانی! در بخشهای آینده درباره چگونگی پیدا کردن ایدههای جدید و اولویتبندی آنها صحبت خواهیم کرد.)
از اطلاعات کلیدی دیگری که از گوگل آنالیتیکس به دست میآوریم، زمان بارگذاری صفحات وبسایت (زمان لود) است. برای آشنایی با زمان بارگذاری وبسایت خود، به قسمت “رفتار” بروید، سپس به “سرعت سایت” و در نهایت به “مرور کلی” بروید. نموداری که ظاهر میشود، میانگین زمان بارگذاری وبسایت شما را نمایش میدهد و شما میتوانید میانگین زمان بارگذاری و میانگین زمان بارگذاری روزانه را برای هر صفحه از وبسایت خود مشاهده کنید.

دانش فوری از زمان بارگذاری وبسایت شما بسیار حیاتی است. چرا؟ چرا که هر لحظه اهمیت دارد. حتی یک تاخیر کوچک تنها یک ثانیهای در واکنش وبسایت به درخواست کاربر میتواند منجر به کاهش 7% نرخ تبدیل شود. فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی روزانه 100 هزار تومان فروش داشته باشد، حالا تصور کنید که یک تاخیر یک ثانیهای در بارگذاری صفحات آن را سالانه به یک زیان 2.5 میلیون تومانی تبدیل کند. همچنین، 40% از بازدیدکنندگان، وبسایتی را که بارگذاری آن بیش از 3 ثانیه طول بکشد، ترک میکنند.
اگر متوجه شدید که وبسایت شما زمان بارگذاری آهستهای دارد، نگران نباشید. میتوانید با اقداماتی ساده این مشکل را حل کنید و نرخ تبدیل خود را بهبود ببخشید. برای مثال، فشردهسازی تصاویر وبسایت، تغییر میزبان وبسایت، بهینهسازی CSS و … از جمله گامهایی هستند که میتوانید انجام دهید.
علاوه بر این، از ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس استفاده کنید. این ابزار به شما دادههای مهمی درباره نرخ تبدیل و راهکارهای بهبود وبسایتتان ارائه میدهد. با این وجود، بهتر است با اصلاح سرعت بارگذاری وبسایت خود شروع کنید و سپس به جمعآوری دادههای کیفی بپردازید.
روش دوم: تحقیق از مشتریان
گام بعدی در جمعآوری دادهها برای شما بسیار اهمیت دارد: تحقیق در مورد مشتریانتان. با انجام تحقیق در مورد مشتریانی که توانستهاند خرید یا ثبتنام موفقیتآمیزی داشته باشند، شما میتوانید به اسرار انگیزش آنها برای خرید یا ثبتنام پی ببرید. این تحقیق به شما اطلاعات ارزشمندی در مورد نحوهی ترغیب دیگر مشتریان به خرید یا ثبتنام میدهد.
حالا، قبل از اینکه به جزئیات بپردازیم، چند نکتهی مهم را در مورد انجام یک تحقیق موفق و دقیق به یادآوری کنیم:
- سوالات را ساده نگه دارید
مشتریان نمیپسندند که سوالات طولانی و پیچیده پرسیده شود. بهتر است پرسشهای کوتاه و سادهتری را انتخاب کنید تا مشتریان به راحتی بتوانند جواب دهند.
- جایزهای به عنوان انگیزه ارائه دهید
با ارائه یک جایزه به عنوان انگیزه برای شرکت در تحقیق، تعداد مشتریانی که وقت بگذارند و سوالات را پاسخ دهند، افزایش مییابد. این جایزه میتواند هدیههایی مانند کارت هدیه، تخفیف ویژه یا محصولات رایگان باشد.
- سوالات پایان-باز هم مهم هستند
سوالات چندگزینهای میتوانند اطلاعات مفیدی ارائه دهند، اما سوالات تشریحی نیز حیاتی هستند. از مشتریان بپرسید که نظرات و احساسات خود را بازگو کنند تا دادههای کیفی و شخصیتری جمعآوری کنید.
با رعایت این نکات، شما میتوانید تحقیقاتی موثرتر انجام داده و از دادههای خود بهرهبرداری کنید تا کسب و کارتان را به بهبود و توسعه هدایت کنید.
برای انجام تحقیق از مشتریان و کاربران میتوانید از سرویسهای مختلفی مثل SurveyMonkey، Wufoo و Google Forms استفاده کنید. در ایران هم استارتاپهایی مثل نظربازار خدمات مشابهی در همین زمینه ارائه میدهند.

پس از انتخاب ابزار تحقیق، باید سوالات خود را با دقت مشخص کنید. هدف این است که سوالاتی بپرسید که به شما اطلاعات جدیدی درباره عوامل ترغیب کاربران به خرید یا ثبتنام فراهم آورده و نشان دهد که در مسیر استفاده از وبسایت شما به چه چالشهایی برخورد کردهاند که آنها را از انجام خرید یا ثبت نام باز داشته است.
ما به عنوان یک تیم تحقیقاتی، پیشنهاد میدهیم برخی از پرسشهای زیر را در نظر بگیرید:
- به عنوان یک همکار یا دوست، چگونه محصول یا سرویس ما را توصیف میکنید؟
- قبل از انتخاب محصول ما، چه گزینههای دیگری در نظر داشتهاید؟
- چرا تصمیم گرفتید از محصول یا سرویس ما استفاده کنید؟
- چه چیزی تقریباً شما را از ثبتنام منصرف میکرد؟
- چه سوالاتی درباره محصول ما داشتید؟
- چه چیزی در نهایت شما را قانع کرد که ثبتنام کنید؟
- چگونه میتوانیم دوستان یا همکاران شما را بهتر قانع کنیم که محصول یا سرویس ما را انتخاب کنند؟
- چگونه میتوانیم دیگران را ترغیب کنیم که از محصول یا سرویس ما استفاده کنند؟
- از محصول یا سرویس ما چه انتظاری دارید؟
- چه زمانی متوجه شدید که به محصولی همچون محصول ما احتیاج دارید؟ چه اتفاقی رخ داد که باعث شد به دنبال محصولی مثل محصول یا سرویس ما بگردید؟
- فکر میکنید محصول یا سرویس ما چه مشکلی از شما حل خواهد کرد؟
- دو ویژگی یا کلمهای که برای توصیف محصول یا سرویس ما نزد دیگران استفاده خواهید کرد، را ذکر کنید.
همه این سوالات باید به واقعیت محصول یا خدمت شما منطبق شوند، اما بهترین نتایج از سوالات پایان-باز به دست میآید، زیرا این سوالات به شما کمک میکنند تا نیازها و تمایلات مشتریان خود را بهتر درک کرده و نقاط قوت و ضعف محصول یا سرویس خود را بهتر بشناسید.
روش سوم: تحقیقهای درون سایتی
یکی از روشهای مؤثر برای تحقیق درونسایتی، استفاده از ابزارهایی همچون Qualaroo و Google Feedback Surveys است. این ابزارها به شما این امکان را میدهند که از بازدیدکنندگان وبسایتتان، سوالاتی مهم بپرسید. این نوع تحقیقات به شما فرصت میدهد تا از افرادی که به وبسایت شما آمدهاند و از محصولات یا خدمات شما استفاده نمیکنند، سوال کنید. همچنین به شما این اجازه را میدهد که از کسانی که ممکن است در مراحل ابتدایی خرید با مشکل مواجه شدهاند، استفاده کنید.
این گروه از بازدیدکنندگان، هدف اصلی شما در تحقیقات درونسایتی باید باشند. چرا؟ زیرا این تحقیقات به شما کمک میکنند تا دلایلی را کشف کنید که باعث میشود افراد از خرید یا ثبتنام در وبسایت شما منصرف شوند. آیا ممکن است قیمت محصول یا خدمت شما برای آنها باشد؟ آیا وبسایت شما برای آنها گیجکننده باشد؟ آیا امکان مشکلات فنی در وبسایت وجود داشته باشد؟
این سوالات اساسی را که باید در تحقیقات درونسایتی جویا شوید را معرفی میکنند. این تحقیقات به شما امکان میدهند تا به دنبال راهحلهایی برای از بین بردن مشکلات احتمالی بازدیدکنندگان باشید. همچنین، این پرسشها میتوانند به شما کمک کنند تا بفهمید چه اقداماتی میتوانید انجام دهید تا بازدیدکنندگان را به خرید یا ثبتنام ترغیب کنید.
در واقع، هدف اصلی تحقیقات درونسایتی این است که علتی که بازدیدکنندگان را از تبدیل به مشتریان نهایی منصرف میکند را مشخص کنید. پاسخهایی که از بازدیدکنندگان دریافت میکنید، به شما کمک میکنند تا بفهمید آیا آنها نیاز به یک دوره آزمایشی رایگان دارند یا اینکه مشکل اصلی در جای دیگری مانند قیمت محصولات شما است. در مقالههای آتی به بررسی نحوه ارزیابی نتایج و پاسخهای این تحقیقات خواهیم پرداخت.
روش چهارم: آزمونهای کاربردپذیری
آزمونهای کاربردپذیری (Usability Test)، بهترین راه برای بهبود وبسایت خود هستند. با این تستها، مشکلاتی که ممکن است باعث سردرگمی بازدیدکنندگان در مراحل ثبت نام یا خرید شوند، به سادگی شناسایی میشوند.
در آزمون کاربردپذیری، کاربران را به تکمیل گامها و مراحلی که برای آنها تعریف کردهاید، دعوت میکنید. سپس از آنها میخواهید تجربیات خود را با استفاده از وبسایت شما به اشتراک بگذارند. این اطلاعات گرانبها میتوانند به شما بگویند که چگونه کاربران با وبسایت شما ارتباط برقرار میکنند و چه چیزهایی را دوست دارند یا ندوست دارند.
با اجرای آزمون کاربردپذیری، میتوانید ویدیوهای مفیدی درباره عوامل سردرگمی کاربر در وبسایتتان و نقاط ضعف طراحی را دریافت کنید. این اطلاعات ارزشمند به شما کمک میکنند تا وبسایت خود را بهبود ببخشید و تجربه کاربری را بهبود دهید.
اگر این آزمونها را انجام ندهید، به راحتی ممکن است مشکلاتی که ممکن است باعث از دست دادن کاربران شوند را نادیده بگیرید. به عنوان مثال، بازدیدکنندگان ممکن است در مرحله پرداخت به مشکل برخورده و از ادامه استفاده از وبسایت منصرف شوند. با انجام آزمونهای کاربردپذیری، این نوع مشکلات به سادگی قابل شناسایی هستند و میتوانند توسط تیم IT شما بهبود یابند.
حتی اگر منابع محدودی دارید، میتوانید از وبسایتهایی مانند Usertesting.com استفاده کنید. این وبسایتها با ارائهی فرآیند ضبط خودکار و نمونههای سناریوهای مخصوص شما، انجام آزمونهای کاربردپذیری را آسانتر میکنند.

مهمتر از همه، انجام آزمونهای کاربردپذیری به شما کمک میکند تا با نگاهی نزدیک به تجربه کاربران، وبسایت خود را بهترین شکل ممکن بهبود دهید. این روش به شما کمک میکند تا درک کاملی از نیازها و مشکلات کاربران خود داشته باشید و اقدامات مناسبی را برای بهبود وبسایتتان اتخاذ کنید.
وبسایت خود را روی چه کسانی میتوانید تست کنید؟
در اینجا چند دسته را معرفی میکنیم:
خودتان نامزد اصلی استفاده از وبسایت و انجام تست کاربردپذیری هستید
اغلب صاحبان کسب و کار وبسایت را میسازند و سپس فراموش میکنند که خودشان هم باید از آن استفاده کنند. این مانند آشپزی است که شما باید ابتدا طعم غذایتان را بچشید. به عبارت دیگر، شما باید وبسایت خود را به عنوان یک کاربر معمولی تجربه کنید تا به بهترین شکل ممکن با مشکلاتش آشنا شوید و فرآیند بهبود را آغاز کنید.
استفاده از مشتریان به عنوان گزینهی اول
مشتریان شما انتخاب اولیه برای انجام آزمون کاربری هستند. آنها نقطه نظر خوبی برای ارزیابی وبسایت شما هستند چرا که قطعاً به آن علاقه دارند. همچنین از آنجا که از وبسایتهای مختلف بازدید کردهاند، نظراتشان میتواند به شما در بهبود ارائه خدمات کمک کند.
فراموش نکنید که دیگر افراد نیز میتوانند مفید باشند
حتی اگر افراد دیگری به عنوان مشتری شما در نظر گرفته نشوند، انتقادات و پیشنهادات آنها نیز ارزشمند است. آنها ممکن است از دیدگاههای مختلف به وبسایتتان نگاه کنند و نکاتی را مطرح کنند که به بهبود آن کمک میکند.
تیمی را برای انجام آزمون تشکیل دهید
برای اجرای تست، یک تیم تشکیل دهید و وظایف مشخصی را به هر کسی اختصاص دهید. به آنها بگویید که به عنوان کاربران عادی وبسایت را مورد بررسی قرار دهند. از آنها بخواهید که مراحل مشخصی را طی کنند، مثلاً جستجو در گوگل و ورود به وبسایت شما. نظرات و تجربیات آنها ارزشمند خواهد بود و به شما در بهبود وبسایت کمک میکند.
اجرای آزمون کاربردپذیری در عمل
اخیراً وبسایت Switch Video با هدف بهبود نرخ تبدیل خود در صفحهی اصلی خود در مسیری بسیار جذاب قرار گرفت. این شرکت، برای افزایش مشتریان پتانسیل و ایجاد سرنخهای فروش بیشتر از طریق فرمی که در سمت راست صفحهی خانگی قرار داشت، به دنبال راهکارها میگشت. این فرم به منظور جلب سرنخهای فروش از شرکتهایی استفاده میشد که به خدمات Switch Video در زمینه تهیه ویدیوهای توضیحی علاقه داشتند.
Switch Video به منظور آغازین، تصمیم به اجرای تحقیقی در میان مشتریان خود گرفت تا اطلاعات بیشتری را از آنها به دست آورد. از مشتریان خود سوالاتی نظیر:
- از مقیاس 1 تا 10 چقدر احتمال دارد که ما را به دیگران پیشنهاد دهید؟
- اگر بخواهید ما را به دوستان یا همکاران خود پیشنهاد دهید، Switch Video را چگونه توصیف میکنید؟
- آیا سوالی داشتید که نتوانستید برای آن پاسخی در وبسایت ما بیابید؟
سومین سوال نقش مهمی در به دست آوردن اطلاعات موثر ایفا کرد. بیشترین مشکل مشتریان این بود که قیمت تهیه ویدیو برای آنها مبهم بود و این اطلاعات در وبسایت Switch Video موجود نبود. بنابراین، تغییر در متن دکمه فراخوان عمل “درخواست قیمت بدهید” توانست نرخ تکمیل فرم تولید سرنخهای فروش را به اندازهای چشمگیری 221٪ افزایش دهد!
البته قبل از اعمال این تغییر در وبسایت شما، حائز اهمیت است که به یاد داشته باشید که این موفقیت به شرکت Switch Video تعلق دارد و بر اساس تحقیقات دقیقی از مشتریان به دست آمده است. آنها به دلیل بهرهگیری از یک فرآیند مشخص برای بهینهسازی نرخ تبدیل به نتایج قابل اندازهگیری و پایدار دست یافتند.
برای تکرار این موفقیت، حتماً باید فصلهای بعدی این مجموعه مقالات را مطالعه نمایید. در این مقالات خواهید آموخت که چگونه نتایج تحقیق خود را ارزیابی کرده و به دانش و اطلاعاتی دست پیدا کنید که میتواند به تهیه آزمایشهای موفقیتآمیز منجر شود. سپس نحوه اجرای آزمایشهای مرتبط با اطلاعات به دست آمده را نیز خواهید آموخت تا نتایج دقیق و قابل اعتمادی را تولید نمایید.
خلاصه فصل دوم
قبل از آنکه به آزمایشات بپردازید، ابتدا از منابع معتبری مثل گوگل آنالیتیکس بهره ببرید تا به دقت بشناسید چه چیزی در جریان بازدیدکنندگانتان است. با این اطلاعات به دست آمده، میتوانید آزمایشهای خود را هدفمندتر کنید و از زمان و هزینههای اضافی جلوگیری کنید.
از ابزار گوگل آنالیتیکس بهرهبرداری کنید. این ابزار با ارائه دادههای کمّی به شما کمک میکند تا نقاط ضعف و گلوگاههای موجود در مسیر مشتریانتان را شناسایی کنید. همچنین، از تحقیقات بر روی مشتریان و نظرات آنها بهرهبرداری کنید تا به عوامل ترغیب کاربر به خرید، موانع خرید، و اصطلاحاتی که کاربران برای توصیف شما استفاده میکنند، دست پیدا کنید.
اطلاعات درونسایتی نیز در شناخت بهتری از مشتریان کمک میکند. این تحقیقات به شما اجازه میدهند مشکلات مشتریان را شناسایی کنید و به ادبیاتی که در مورد کسبوکار شما استفاده میشود، دست پیدا کنید.
همچنین، انجام تستهای کاربردپذیری توسط کاربران نیز ضروری است. این اقدام به شما کمک میکند تا کاربران خود را بهتر بشناسید و از اشتباهات کوچک، اما مخربی در تجربه کاربری و نرخ تبدیل وبسایتتان با خبر شوید.
در فصل آینده، در مقالات بهینهسازی نرخ تبدیل، به نحوه سازماندهی و تحلیل دادهها خواهیم پرداخت. ما را همراهی کنید تا از آخرین روشها و تکنیکها مطلع شوید.
