میخواهیم با یک مثال از دنیای واقعی، تعریف بانس ریت یا نرخ پرش را آغاز کنیم. همانطور که میدانید، نرخ پرش به معنای درصدی از بازدیدکنندگان وبسایت است که بدون انجام هیچ فعالیتی از صفحه خارج میشوند. برای مثال، فرض کنید یک مغازهدار قصد فروش کفش دارد و مشتریانی که به فروشگاهش میآیند، نگاهی به موجودی کفشها میاندازند و بدون خرید یا پرسشی از فروشگاه خارج میشوند. این مغازه دار با نرخ پرش بالا مواجه است و باید به دنبال راهکارهایی برای جلوگیری از این موضوع باشد. در واقع، این مغازه دار باید تلاش کند تا با ارائه خدمات بهتر و جذابیت بیشتر، مشتریان را به خود جذب کند تا نرخ پرش کاهش پیدا کند.
در دنیای آنلاین نیز، این مسئله مشابه است. یک وبسایت با نرخ پرش بالا به معنای این است که بسیاری از بازدیدکنندگان وبسایت، بدون انجام هیچ فعالیتی از صفحه خارج میشوند. به عبارت دیگر، این وبسایت مشتریپران است. برای جلب توجه بازدیدکنندگان و جلوگیری از نرخ پرش بالا، وبسایت باید طراحی و بهینهسازی شده باشد و محتوای جذاب و مفیدی را ارائه کند. در غیر اینصورت، هر چه وبسایت برای تبلیغات و جذب کاربر هزینه کند، باز هم بخش بزرگی از بازدیدکنندگانش را از دست خواهد داد. به عبارت سادهتر، پول شما را در یک وبسایت ناروا بریزید، بدون اینکه بهرهای از آن ببرید.

خب چه کار کنیم؟
ابتدا باید مفهوم نرخ پرش را به درستی درک کنیم. سپس میتوانیم درباره تاثیر آن بر روی بهینهسازی موتورهای جستجو (SEO) صحبت کنیم و در نهایت، راهکارهایی برای کاهش نرخ پرش ارائه دهیم.
معنی Bounce Rete چیست؟ کمی تخصصی اما به زبان ساده
خیلیها ممکن است تعریف نادرستی از نرخ پرش داشته باشند که برای شما گمراهکننده باشد، به عنوان مثال، ممکن است بگویند نرخ پرش به معنای خروج کاربر از یک صفحه سایت باشد. این تعریف بسیار سطحی است و میتواند شما را به اشتباه بیندازد. در واقع، هنگام استفاده از کلمه “نرخ” یا “Rate”، به معنای اندازهگیری یا محاسبه دو متغیر نسبت به یکدیگر اشاره دارد، مانند نرخ مشتریانی که وارد یک فروشگاه میشوند و خرید میکنند. این نرخ براساس تعداد کل مشتریانی که وارد فروشگاه میشوند محاسبه میشود.
بنابراین، زمانی که ما از عبارت “نرخ پرش” یا “Bounce Rate” صحبت میکنیم، به معنای نسبت کاربرانی است که از صفحهی اول وبسایت شما خارج شدهاند به کل کاربرانی که وارد وبسایت شما شدهاند. به عبارت دیگر، نرخ پرش نشاندهنده میزان ترک صفحهی وبسایت شما توسط بازدیدکنندگان است.
بعد از یادگیری تعریف Bounce Rete، بیایید به معنای واقعی کلمه “پرش” یا “بانس” بپردازیم.
پرش یا بانس چیست؟
با سادگی بیشتری در تعریف بانس، میتوان گفت که آن به معنای ورود کاربر به سایت و عدم انجام اقداماتی که ما انتظار داریم، است. در مثال فروشگاه، به عنوان فروشنده، ما میخواهیم که مشتریان وارد فروشگاه شوند، با ما صحبت کنند، سوالاتی بپرسند و در نهایت کالاهای ما را خریداری کنند. اما در دنیای آنلاین، تمامی وبسایتها به عنوان یک فروشگاه عمل نمیکنند و هدف نهایی صاحبان وبسایتها همیشه فروش محصول نیست.
به عنوان صاحب یا مدیر وبسایت، ما میخواهیم که کاربران پس از ورود به سایت، اقدامات متفاوتی را انجام دهند. این اقدامات عبارتند از:

- بازدید از صفحههای مختلف
- کلیک روی تبلیغات
- خرید
- نوشتن نظر زیر مقالات
- عضویت در سایت
- ارسال پیام یا درخواست پشتیبانی و مشاوره
- تماشای ویدیو
- دانلود فایل
در صورتی که کاربری به سایت شما وارد شده و هیچگونه تعاملی با آن صفحه نداشته باشد، به عبارتی این صفحه را ترک کند، آنگاه یک بانس اتفاق افتاده است.
اما حالا بیایید بررسی کنیم که از نظر فنی، چطور بانس را تشخیص میدهند و چگونه آن را محاسبه میکنند.
نرخ پرش (Bounce Rate) چطور حساب میشود؟
راههای مختلفی برای درک نرخ پرش وجود دارد، اما آسانترین راه برای فهمیدن نرخ پرش یک وبسایت، استفاده از گوگل آنالیتیکس است.
برای محاسبه نرخ پرش، گوگل آنالیتیکس از دو مفهوم دیگر به نام “سشن” و “هیت” استفاده میکند. سشن به معنای یک بازدیدکننده که وارد وبسایت شما شده و در آنجا فعالیت میکند، است. هر سشن شامل یک یا چند هیت است که به معنای تمامی فعالیتهایی است که بازدیدکننده در داخل وبسایت انجام میدهد. به طور کلی، هر هیت مربوط به بازدید یک صفحه وب است.
با توجه به این تعاریف، نرخ پرش به سادگی محاسبه میشود. در واقع، نرخ پرش برابر است با تعداد سشنهایی که در آن هیچ هیتی انجام نشده است (یعنی کاربر در یک صفحه مشاهده نشده است) تقسیم بر کل سشنهای وبسایت شما در بازهی زمانی موردنظر. به این ترتیب، نرخ پرش نشان میدهد که چند درصد از کاربران وارد وبسایت شما شدهاند اما هیچگونه فعالیتی در آن انجام ندادهاند.
سشن (Session) چیست؟
Session در گوگل آنالیتیکس به معنای فعالیتهای کاربران در یک دورهی زمانی کوتاه در وبسایت یا اپلیکیشن است. هر بار که یک کاربر وارد سایت شما میشود، گوگل آنالیتیکس یک تایمر را به صورت پیشفرض با مدت زمان 30 دقیقه روشن میکند. در حین بازدید، اگر کاربر به صفحات دیگری از وبسایت شما بروید، تایمر سشن را مجدداً شروع میکند. اگر کاربر در حین بازدید، فعالیتی در وبسایت شما نداشته باشد (مثلاً 30 دقیقه به صفحهی فعلی باز ماند)، سشن به پایان میرسد.
در واقع، تایمر سشن مبتنی بر فعالیتهای کاربر در وبسایت شما است. به عنوان مثال، اگر کاربر 10 دقیقه بر روی یک مقاله خاص صفحهای شما باقی ماند، 20 دقیقه دیگر تا پایان سشن باقی مانده است. اگر پس از خواندن مقاله، کاربر به صفحهی دیگری از وبسایت شما بروید، تایمر سشن دوباره با مدت زمان 30 دقیقه روشن میشود و به همین ترتیب ادامه مییابد.
در تصویر زیر، یک نمونه از سشن کاربری که خریدش 20 دقیقه طول کشیده است را مشاهده میکنید. آخرین فعالیت کاربر، تکمیل خرید بوده و 30 دقیقه بعد از آن، سشن به پایان رسیده است.

در صورت بازگشت کاربر به وبسایت شما پس از اتمام یک سشن، یک سشن جدید ایجاد میشود. به عبارت دیگر، اگر کاربر پس از پایان یک سشن به وبسایت شما بازگردد، یک سشن جدید شروع میشود.
هیت (Hit) چیست؟
هرگونه فعالیتی که کاربر در وبسایت شما انجام میدهد، به عنوان یک هیت در گوگل آنالیتیکس ثبت میشود. در واقع، هر درخواستی که کاربر به سرور وبسایت شما ارسال میکند، به عنوان یک هیت شناخته میشود. برای مثال، بازکردن صفحه، کلیک کردن روی لینک یا دکمه، پر کردن فرم و غیره، همه به عنوان هیتها در گوگل آنالیتیکس ثبت میشوند.
گوگل آنالیتیکس تلاش میکند تا تمام فعالیتهای کاربران را در وبسایت شما ثبت کند، اما بعضی فعالیتها مانند کلیک روی دکمهی دانلود، توسط گوگل آنالیتیکس شناسایی نمیشوند و به عنوان هیت در نظر گرفته نمیشوند. به همین دلیل، این فعالیتها نمیتوانند تأثیری در زمان سشن کاربران داشته باشند و در نتیجه، نرخ پرش و دیگر معیارهای مرتبط با رفتار کاربران را تحت تأثیر قرار نمیدهند.
با توجه به این تقسیمبندی، دو گروه درخواست از طرف کاربر در گوگل آنالیتیکس تعریف میشود:
- اولا، درخواستهایی که به عنوان تعامل کاربر با وبسایت شما شناخته میشوند و باعث تمدید سشن کاربر میشوند. این درخواستها به عنوان هیت تعاملی در گوگل آنالیتیکس شناخته میشوند (Interaction Hit)
- دوما، درخواستهایی که تعاملی نیستند و تأثیری بر روی سشن کاربر ندارند. به عنوان مثال، درخواستی برای بارگیری تصویر یا فایلهای جاوا اسکریپت. این درخواستها به عنوان هیت غیرتعاملی در گوگل آنالیتیکس شناخته میشوند (Non-Interaction Hit)
شما میتوانید با استفاده از تگ منیجر، فعالیتهایی که کاربران در وبسایت شما انجام میدهند را به گوگل آنالیتیکس ارسال کنید و برای آنها تعیین کنید که آیا این فعالیت تعاملی است یا غیرتعاملی. برای مثال، شما میتوانید تعیین کنید که پر کردن فرم عضویت، ثبت ایمیل در خبرنامه یا کلیک روی عکس محصول به عنوان تعامل تلقی شود. این کار به شما کمک میکند تا نرخ پرش واقعیتری را در گوگل آنالیتیکس مشاهده کنید. همچنین، با ثبت چنین تعاملهایی در تگ منیجر، میتوانید بررسی کنید که کدام تعاملها بیشتر یا کمتر اتفاق میافتند و در نتیجه، نقاط ضعف و قوت وبسایت یا محتوای خود را پیدا کنید.
به این ترتیب، شما همیشه یک قدم پیش از رقبایی هستید که فقط به فکر افزایش بازدید هستند.
برای مطالعه بیشتر درباره تگ منیجر، میتوانید از مقالهی “تگ منیجر چیست” شروع کنید که در آن توضیح داده شده است که تگ منیجر چه کمکی میتواند به شما بکند و چرا استفاده از آن ضروری است.
خب برگردیم به تعریف پرش
با توجه به دو مفهوم سشن و هیت که توضیح داده شد، میتوان تعریف زیر را برای پرش یا بانس ارائه داد:
پرش یا بانس به معنای سشنی است که تنها یک هیت دارد، به این معنی که کاربر پس از ورود به صفحه ای از وبسایت، هیچ تعاملی دیگر با صفحات دیگر نداشته و سپس وبسایت را ترک میکند.
همچنین، نرخ پرش یا Bounce rate را به صورت زیر تعریف میکنیم:
نسبت سشنهای تک هیت به کل سشنهای وبسایت در یک دوره زمانی مشخص.

براساس تعریف پفته شده همه مثالهای زیر پرش حساب میشود:
- باز کردن سایت با جستجو در گوگل، و پس از گذشت چند ثانیه به نتایج جستجو بازگشت داده شده است.
- یک صفحه از سایت با ورود مستقیم آدرس باز شده و پس از گذشت چند دقیقه بسته شده است.
- سایت از نتایج جستجو در گوگل باز شده و در همان صفحه به مدت 35 دقیقه باز مانده است، به شرطی که زمان سشن بر روی 30 دقیقه تنظیم شده باشد.
از حالتهای دیگر برای بیان مثال از بانس استفاده میتوان کرد، اما این کار فقط موضوع را پیچیدهتر میکند.
بنابراین، با توجه به تعاریفی که ذکر شد، اگر در 24 ساعت گذشته ۱۰۰ کاربر وارد وبسایت شما شدهاند و ۲۰ نفر از آنها صرفاً چند ثانیه به صفحه اصلی نگاه کرده و سپس سایت را ترک کردهاند، نرخ پرش سایت شما در ۲۴ ساعت گذشته برابر با ۲۰ درصد میباشد.
اگر با گزارشهای Google Analytics آشنایی دارید، حتماً با شاخصی به نام نرخ خروج (Exit Rate) آشنا هستید. اما به دلیل شباهت زیاد بین نرخ پرش و خروج، تفاوت کوتاهی بین این دو شاخص وجود دارد که در ادامه آن را توضیح خواهیم داد.
نرخ خروج چه تفاوتی با نرخ پرش دارد؟
برای توضیح آسانتر نرخ خروج، میتوانید یک پاساژ با تعداد زیادی فروشگاه در نظر بگیرید. هر فردی که وارد پاساژ شود، در نهایت از آن خارج میشود. اما این مهم است که آیا در آخرین مغازهای که از آن دیدن کردهاید خرید کردهاید یا خیر؟ مغازههایی که کالاهای خوبی دارند و تخفیف مناسبی ارائه میدهند، باعث میشوند که به مغازههای بعدی هم سر بزنید. اما مغازههایی که کالاهای مناسبی ندارند یا فروشندههای بد اخلاق دارند، باعث میشوند از ادامه خرید منصرف شوید.
هر وبسایتی که باز میکنید و به صفحات مختلف آن مراجعه میکنید، در نهایت از آن خارج میشوید. اما مهم است که از کدام صفحه آن وبسایت خارج میشوید؟ شاخص نرخ خروج دقیقاً آخرین صفحه بازدید شده را مشخص میکند و برای کل بازدیدها و برای هر صفحه جداگانه حساب میشود. بنابراین نرخ خروج نسبت بازدیدهایی که آخرین صفحه آنها در یک سشن بوده است، به کل بازدیدها نسبت داده میشود.

اگر دو کاربر به وبسایت شما وارد شده و یکی از آنها صفحه اصلی را ترک کرده و دیگری به بازدید از صفحات بقیه بخشهای سایت ادامه داده باشد، نرخ خروج و نرخ پرش از صفحه اصلی برابر با ۵۰ درصد است. زیرا آخرین بازدید کاربر از صفحه اصلی بوده و در یک سشن تنها یک بازدید وجود دارد.
معمولاً، فاکتورهای مشترکی بر روی نرخ خروج و نرخ پرش تأثیر میگذارند. اما در ادامه توضیح داده شد که بررسی نرخ پرش به تنهایی، کار اشتباهی است.
چه فاکتورهایی مستقیم روی نرخ پرش تأثیر میگذارند؟
با در نظر گرفتن مفهوم بانس ریت و نقدهای مطرح شده، میتوان جملهی مذکور را به شکل زیر بازنویسی کرد:
با توجه به اینکه بانس ریت از طریق تنظیمات قابل تغییر است، این شاخص به عنوان یک معیار قوی و قابل اعتماد محسوب نمیشود.
فاکتورهای زیر تاثیر مستقیم بر نرخ پرش دارند:
- زمان تنظیم شده برای سشن در گوگل آنالیتیکس (مقداری بین ۱ دقیقه تا ۴ ساعت)
- تعیین هیتهای تعاملی یا غیرتعاملی و رفتار کاربر در وبسایت.
به عنوان مثال، میتوانید زمان سشن را به ۴ ساعت تنظیم کنید و اقدامات سادهای مانند اسکرول صفحه یا حرکت موس را به عنوان هیت تعاملی در نظر بگیرید. این کار باعث کاهش بانس ریت به حداقل ممکن میشود و در واقع شاخص را تحت تأثیر قرار میدهید، اما باید توجه داشت که با این کار شاخص را بهطور ناعادلانه تحریف میکنید.
بهتر است بدانید که انجام چنین کارهایی اشتباه است و در واقع به بهبود سئو، جذب بازدیدکننده و تحلیل وبسایت شما کمکی نمیکند. در واقع، تلاش برای تحریف شاخصهای مهم مثل بانس ریت، میتواند به جای کمک، به ضرر وبسایت شما باشد. بهتر است تلاش کنید با ارائه محتوای با کیفیت و بهبود تجربه کاربری، مشکلاتی که باعث پرش کاربران میشوند را حل کنید تا به طور طبیعی نرخ پرش کاهش یابد.
احتمالاً تا کنون فکر میکردید که نرخ پرش به طور مستقیم بر رتبهبندی وبسایت شما در نتایج گوگل تأثیرگذار است. اما در ادامه، با توضیح دلیل، این باور را اشتباه برمیشماریم.
بانس ریت چه تأثیری روی سئو دارد؟
در کل، بانس ریت هیچ تأثیری بر رتبه وبسایت شما در نتایج گوگل ندارد. اگر هنوز شک دارید، میتوانیم دلایل این ادعا را بررسی کنیم.
1. گوگل خیلی صریح تأثیر نداشتن نرخ پرش را تایید کرده است
مهندسان و مدیران گوگل از جمله Matt Cutts، Gary Illyes و John Mueller در پاسخهای خود به کاربران در توییتر و یا در کنفرانسها بارها تأکید کردهاند که نرخ پرش و اطلاعات گوگل آنالیتیکس به عنوان فاکتوری برای رتبهبندی وبسایتها استفاده نمیشود.
2. بانس ریت یک شاخص قابل دستکاری و ضعیف است
توضیح دادیم که میتوان نرخ پرش را در گوگل آنالیتیکس دستکاری کرد. اما باید توجه داشت که بانس ریت وابسته به مفهوم سشن است که خود یک معیار دقیق نیست، بنابراین این شاخص قابلیت اتکا و اعتماد را ندارد.
همچنین، باید بدانید که تکنیکهای کلاه سیاه وجود دارند که با استفاده از آنها میتوان بازدید و تعامل مصنوعی را ایجاد کرد. بنابراین، میتوان این نکته را در نظر داشت که الگوریتم گوگل از چنین فاکتور ضعیفی برای رتبهبندی سایتها استفاده نمیکند.
پس نرخ پرش به چه درد میخورد؟
بانس ریت فقط یک شاخصی برای تحلیل میزان تعامل کاربران با سایت شما است.
منطبق بر نرخ پرش، ما قصد داریم بدانیم که چه درصدی از کاربران هنگام ورود به وبسایت ما، اقدامات مورد نظر خود را انجام میدهند. به عبارت دیگر، ما میخواهیم بدانیم چه میزان از بازدیدکنندگان دیگر مقالات پیشنهادی را مطالعه میکنند، در سایت عضو میشوند، محصولات متنوع را مشاهده میکنند و یا روی عکسهای گالری کلیک میکنند و… .
در نظر گرفتن درصد Bounce Rate وبسایت به تنهایی نه تنها هیچ کمکی نمیکند، بلکه باعث گمراهی در تحلیلها و اشتباه در برنامهریزی میشود. باید نرخ پرش را از زوایای مختلف و در کنار دیگر شاخصها بررسی کرد و در کنارش نوع وبسایت، نوع صفحه، موضوع محتوا، محصولات و … را در نظر بگیرید.
فقط نرخ پرش وبسایت را در نظر گرفتن، نه تنها هیچ یاریرسانی نمیکند، بلکه ممکن است منجر به اشتباهات در تحلیلها و برنامهریزی شود. برای ارزیابی نرخ پرش، باید از زوایای مختلف و با در نظر گرفتن شاخصهای دیگر، مانند نوع وبسایت، نوع صفحه، محتوا، محصولات و دیگر المان های سایت مورد بررسی قرار گیرد.
مثالهای زیر را ببینید:
در صورتی که یک مجله خبری دارید، اگر نرخ پرش صفحه اصلی بالا باشد، این نشان دهنده عدم جذابیت محتوای شما برای کاربران است. کاربران پس از مشاهده صفحه اصلی، علاقهمندی به سایت خود را از دست میدهند و آن را ترک میکنند.
همچنین، اگر نرخ پرش ورودی از برخی کانالها مانند اینستاگرام بالا باشد، این نشانگر عدم تناسب محتوای شما با کاربرانی است که از این کانال به سایت شما وارد میشوند.
در صورتی که وبسایت شما صفحههای متعددی برای ارائه نیازهای فوری کاربران مانند شماره تلفن پزشکان و آدرس رستورانها دارد، افزایش نرخ پرش طبیعی است. زیرا کاربر پس از دستیابی به هدف موردنظر، صفحه را بسته میکند.
البته در این مثال آخر، با استفاده از راهکارهای هوشمندانه، میتوان کاربر را ترغیب به کلیک کردن برای رسیدن به هدفش، مانند کلیک برای نمایش کامل شماره تلفن. با این کار، نرخ پرش به شکل واقعیتری نمایان میشود.

نرخ پرش در چه حدی خوب است؟
معلوم شد که درباره نرخ پرش در وبسایتها و کسب و کارهای مختلف آمارها و تخمینهای زیادی منتشر شده است. با این حال، باید بدانید که هیچکدام از این تخمینها نباید به تنهایی به عنوان مبنای تحلیل وبسایت خودتان در نظر گرفته شوند.
در کل، باید سعی کنید نرخ پرش صفحههای وبسایتتان کاهش یابد، اما بدون آنکه هر قیمتی را بپردازید.
اگر نرخ پرش تمام صفحههای سایت شما بیش از حد مورد انتظار است، باید تلاش کنید برای کاهش آن اقداماتی انجام دهید. وظیفه شما در اینجاست که دلایل احتمالی برای پرش کاربر را بررسی و اصلاح نمایید.
- ابتدا باید تحلیل کنید که چرا کاربران علاقهای به محتوا یا محصول شما ندارند. در صورتی که مشکل از محتوا باشد، باید استراتژی محتوا را اصلاح و بهینه کنید. در صورتی که بدون استراتژی محتوا شروع به انتشار محتوا کردهاید، در اولین فرصت باید استراتژی وبسایت خود را بهخوبی تعریف کرده و با هدفمندی کار کنید.
- سپس باید طراحی و ساختار صفحههای وبسایت خود را بررسی کنید. آیا لینکها و منوهای سایت شما به درستی کاربر را به بخشهای دیگر هدایت میکنند؟ باید بهیاد داشته باشید که لینکسازی داخلی وبسایت نه تنها برای بهینهسازی موتورهای جستجو است، بلکه باید لینکها متناسب با نیاز کاربران موجود در هر صفحه باشند.
- همچنین باید از رابط کاربری (UI) وبسایت خود اطمینان حاصل کنید که به خوبی طراحی شده است. رابط کاربری ظاهر و شکل ظاهری وبسایت شماست و هرچه رابط کاربری جذابتر و بهتر طراحی شده باشد، تعامل بیشتری را به دنبال خواهد داشت.
- نهایتاً، باید پیشنهادهایی که برای کاربران ارائه میدهید، با نیازهای آنها همخوانی داشته باشد. اهمیت بسیار زیادی دارد که محتوا یا محصولی که در تبلیغات خود ارائه میدهید، با نیازهای کاربران تطابق داشته باشد. اگر با یک تبلیغ گمراهکننده کاربران را به وبسایت جذب کنید، اما محتوایی را ارائه دهید که کاربران انتظارش را نداشته باشند، منطقی است که سریعاً سایت شما را ترک خواهند کرد.
پایان کار Bounce Rate
با اتمام بحث در مورد نرخ پرش، امیدواریم که مطالبی که ارائه کردهایم برای شما مفید بوده باشد. اگر هر گونه اطلاعاتی از دست رفته است یا نظری دارید (موافق یا مخالف)، خوشحال میشویم اگر نظرات خود را در قسمت کامنتها با ما به اشتراک بگذارید تا بتوانیم با هم در گفتگوی سازندهای شرکت کنیم.
