شفافیت و صداقت، بله! دو واژه که در جوامع امروزی بیوقفه تکرار میشوند، اما به نظر میرسد کمتر کسی به این اصول عمل میکند.
- دوستان نزدیک به راحتی مسائل مهم را از یکدیگر پنهان میکنند.
- حتی کانالهای خبری جهان، با ادعاهای خود، همواره سعی در دستکاری اخبار دارند.
- کسب و کارها نیز به شکلی جلوهمیدهند تا با شلوار شیک و برگزیده، توجه مشتریان را به دروغهای خود جلب کنند.
به عبارت دیگر، من توضیح بیشتری برای این موضوع ندارم: توافقات مخفی در جوامع ما ایرانیها وجود دارد. بله، ما درباره ارزش صداقت فردی و شفافیت کاری حرف میزنیم، اما در خلوت خود میدانیم که این حرفها بیشتر از حد ظاهری هستند.
بگذارید به صورت ساده بگویم: ما ایرانیها اکثراً درگیر ظاهر شده و اصل موضوع را فراموش میکنیم. همانطور که این اتفاق برای ارزشهایی مانند صداقت و شفافیت رخ داده، ارزشهای ما به توخالی تبدیل شدهاند.
شفافیت در کسب و کار: غلط یا درست؟
البته، در این مطلب قصد نداریم در مورد درست یا غلط بودن اخلاقی این دو ایده، یعنی شفافیت و صداقت، بحث کنیم. موضوع ما فقط به صداقت در زندگی فردی و شفافیت در جامعه محدود نمیشود. اینجاست که وبلاگ ما با ویژگی منحصر به فرد خود، یعنی مخاطبانی که کسب و کارها هستند، به صحبت میپردازد. موضوع اصلی همچنان در حوزه بازاریابی (و گاهی فروش) قرار دارد.
حالا بیایید تا بهترین راهها برای تحقق شفافیت بیشتر در تجارت را بررسی کنیم و چگونگی افزایش درآمد شما را از طریق این اصل را بررسی نماییم.

سخن من بیگمان به سمت کسب و کارها و به ویژه کسب و کارهایی که سیاست محافظهکارانهای نسبت به مشتریان خود دارند، معطوف شده است. احتمالاً میدانید که کدام دسته از کسب و کارها را اشاره میکنم.
اگر شما هم به این تجارتها اعتبار بخشیدهاید یا حتی خودتان یکی از آنها باشید و اطلاعات مشتریان را مخفی نگه داشتهاید، حالا فرصت است که به این فکر کنید: آیا از طریق افزایش شفافیت و صداقت با مشتریان میتوانید تجارت خود را بهبود بخشید و درآمدتان را افزایش دهید؟ به نظر من، این یک فرصت بزرگ است که ممکن است به شما کمک کند تا در مسیر یک موفقیت بیشتر قرار گیرید.
اصلاً چرا من در مورد شفافیت در کسب و کار مینویسم؟
چندین سال پیش، با یک مقاله درباره تأثیر شفافسازی در یک کسب و کار آشنا شدم، همین مقاله بود که تعریف من از تجارت صحیح و موفق را شکل داد.
البته، این حرف به هیچ وجه پیچیده نبود، بلکه به کلی معکوس بود. راهکار بازاریابی بسیار سادهای برای ایجاد برندی معتبر و موفق مطرح میکرد: اطلاعات را به سادهترین و مفهومترین شکل در اختیار مشتریان قرار دهید و آنها را از تمام حقایق و مسائل مطلع کنید. چراکه استراتژی اصلی یک تجارت خوب، کمک به مشتری برای گرفتن بهترین تصمیمات (به صورت مستقل و بدون وابستگی به شرکت) است.
این نگاه دقیقاً باعث شده که همواره به مشتریان آکادمی فنابایت نسبت به تمام اطلاعات و راهکارهایی که در ذهن دارم خدمت کنم و آنها را کمک کنم تا درک کنند که چه کارهایی باید برای موفقیت در کسب و کار آنلاین خود انجام دهند و چرا.

ولی همیشه با دیگران (حتی دوستانم گاهی) در مورد کار (و زندگی) مخالفت داشتم. افراد به من گفتهاند:
“اگر همه اطلاعات را به مشتری بدهیم، دیگر او نیازی به ما ندارد.”
یا “تو ذهنیت اروپایی داری. در ایران این روش جواب نمیدهد.”
گاهی هم گفتهاند:
“مشتری علاقهای به شنیدن این مسائل ندارد و تنها هدفش انجام کار است.”
همیشه این جملات بحثهای طولانی درباره اهمیت صداقت و شفافیت را شروع کردهاند. حالا به عنوان یک نویسنده از آکادمی فنابایت، فرصتی پیش آمده تا درباره شفافیت در تجارت و تأثیرهای خوبش با شما صحبت کنم. نمیخواهم این فرصت را از دست بدهم. امیدوارم با دلایلم شما را به تغییر در نگرش تجاریتان ترغیب کنم.
قبل از هر چیز بگویم: خوشحال میشوم (و ازتان درخواست میکنم) که نظراتتان را بعد از خواندن این مقاله با ما به اشتراک بگذارید و دلایل مخالفت یا موافقت خود با شفافسازی تجاری و بیشترین صداقت با مشتریان را بیان کنید.
چرا کسب و کارها مسائل را از مشتریان خود مخفی میکنند؟

بهتر است اول به دلایلی که موجب عدم صداقت در زندگی فردی میشود، نگاهی بیاندازیم تا به جواب برسیم. چرا نباید همه چیز را با دوستان نزدیکمان به اشتراک بگذاریم و با آنها راحت باشیم؟ دلیل ساده است: همه احساس میکنیم که اطلاعات زیاد دادن ممکن است ما را آسیبپذیر کند. این مخصوصاً زمانی صدق میکند که فرد مقابل تنها به منافع شخصیاش اهمیت میدهد و به ما توجهی ندارد.
این مسئله دقیقاً برای یک شرکت هم مهم است. اکثر کسب و کارها باور دارند که اطلاعات زیاد دادن به مشتری در نهایت آنها را آسیبپذیر میکند. بنابراین، آنها نمیخواهند همه چیز را به صورت شفاف و رکننده به مشتری بگویند. البته نباید فراموش کنیم که برخی از آنها فقط به دنبال سود و کسب درآمد بیشتر هستند و واقعاً به مشتریشان اهمیتی نمیدهند.
در اینجا من درباره کسب و کارهای نوع دوم (کسب و کارهای طمعکار و دست دو) صحبت نمیکنم. به جای اینکه روی آنها تمرکز کنم، تمرکزم روی کسب و کارهای دستۀ اول (کسب و کارهای با کیفیت و دستِ اول) است که نگران صدمهدهی به خودشان هستند.
دلایل کسب و کارها برای عدم شفافیت کاری
بیایید یک سوال ساده بپرسیم: اگر یک شرکت خوب و قابل اطمینان باشه، شفافیتش چه تأثیراتی بر تجارت داره؟ تا حالا از خیلی افراد شنیدیم که در این زمینه حرف میزنند. به نظر من دو مسئله اصلی هستند:
- اولاً، وقتی زیاد از خودمون بگیم، ممکنه مشتری دیگه از ما خدمت نخواهد گرفت و خودش یا با یک شرکت ارزانتر کار خواهد کرد.
- دوماً، اگر مشتری بفهمه نقاط ضعف ما چیه، ممکنه احساس پشیمونی کنه و بخواد با یک شرکت بهتر همکاری کنه.
پس ما نباید هیچ وقت به مشتریان بگیم چطور کار میکنیم و از نقاط ضعف محصولاتمون حرف بزنیم. حالا میخوام در مورد این دو موضوع صحبت کنم و از شفافیت و صداقت برای پاسخ به این انتقادها استفاده کنم. امیدوارم مناسب به دفاع از شفافیت تجاری باشم.
آیا ارائه اطلاعات زیاد باعث از دست رفتن مشتری (و سود) میشود؟
شفاف بودن، نه تنها مشکلی ایجاد نمیکند، بلکه به شما کمک میکند بیشترین سود را به دست آورید. به تازگی، حتماً توجه شما جلب شده و شاید حتی فکر کنید من دارم چیزی بیشتر از حد نرمال میگویم. ممکن است فکر کنید که من از مواد مخدر استفاده کردهام و این باعث شده که این افکار به ذهنم بیاید. اما پایان، چطور صداقت میتواند به افزایش فروش شما کمک کند؟ اگر به این فکر میکنید، خوشحال میشوم اگر ادامه دهید و همراه من تا انتهای مطلب باشید.
داستانی از شفافیت و تاثیر آن بر آکادمی فنابایت
بیایید یک سناریو را با شکستن هر جمله از متن ارائه شده ساده کنیم. یک مشتری برای مشاوره با من تماس میگیرد. او میخواهد وظایف بهینهسازی و سئو وبسایت خود را به من بسپارد و درباره هزینه سوال کند. (این سناریو به طور کاملاً واقعی اتفاق میافتد و هر روز چندین بار برای ما تکرار میشود.) در این شرایط، دو راهکار در پیش روی من قرار دارد:
- میتوانم سئو را به عنوان یک جادو توضیح دهم و گویا باشم که قصد دارم اسراری را بگویم که او هیچ وقت از آنها خبر ندارد. در نهایت وعده میدهم که او بهترین نتیجه را خواهد گرفت و رتبه اول گوگل به او تعلق میگیرد. البته فقط در صورتی که به من اعتماد کند و پول زحمت کشیدهاش را به من بدهد. این دقیقاً کاری است که بیشتر آژانسهای بازاریابی انجام میدهند. (که یعنی اطلاعات دقیق و روشنی در این مورد ارائه نمیدهند.)
- اما نتیجه این کار چی خواهد بود؟ مشتری من حتماً پیش از این با چند شرکت دیگر تماس گرفته (یا قرار است بگیرد) تا از آنها در مورد سئو و قیمت آن سوال کند، و احتمالاً همین را از زبان آنها شنیده (یا قرار است بشنود). پس تنها تفاوت من با دیگران، در قیمت خدمات است.
راهکار دوم این است که کمی وقت بگذارم تا به او توضیح بدهم که سئو دقیقاً چیست و برای یک سئوی خوب چه فعالیتهایی باید انجام شود. بعد از آن به او بگویم که شرکت من چگونه هزینه کار را محاسبه میکند و چرا در نهایت این به سود مشتری خواهد بود.
علاوه بر این، به او توضیح بدهم که چرا نباید کار را به دست افراد نامعتبر بسپارد و چرا کسی نمیتواند به او رتبه یک گوگل را تضمین کند (حداقل برای کلمات کلیدی مهم). در نهایت هم یک لیست از کلمات کلیدی مرتبط با کارش را به او بدهم تا بفهمد کدام کلمات بیشترین جستجو را دارند. (این دقیقاً همان کاری است که من یا سیامند معمولاً در دفتر فنابایت انجام میدهیم.)

آیا با شفاف سازی، ما مشتری خود را از دست میدهیم؟
آیا با این اطلاعات، مشتری ما دیگر احساس نیاز به خدمات شرکت نخواهد کرد؟ مسلماً این اتفاق نخواهد افتاد. انجام بهینهسازی سئو نیاز به تحقیقات گسترده و صرف وقت برای آشنایی با اصول و معیارهای موتورهای جستجو دارد. بنابراین، فقط اطلاعات دریافتی کافی نیست، مانند مثالی که در مورد تعمیر یخچال آورده شد. گرچه تعمیرکار شما ممکن است اطلاعات جامعی ارائه دهد، این به معنای این نیست که نیازی به خدمات او ندارید. شما فقط میخواهید مطمئن شوید که او قابل اعتماد و ماهر است.
نکته دیگر این است که اگر مشتری تصمیم دارد کار را خود انجام دهد، او به خدمات یک شرکت بازاریابی نیازی ندارد. ما به او راهنمایی لازم را ارائه میدهیم و وبلاگ فنابایت را معرفی میکنیم تا او بتواند آموزشهای سئو را دنبال کند. در نهایت، ما به شادی میپیوندیم که به یک فرد کمک کردیم و به وبلاگ ما یک خواننده جدید افزوده شده است. این فرد از ابتدا مشتری ما نبوده و مسلماً تصمیم به خرید خدمات سنگینی نمیگیرد. او تاکنون خواننده و همراه آکادمی فنابایت بوده است، اما احتمالاً با گذر زمان و کسب تجربه بیشتر، به جمع مشتریان ما خواهد پیوست.
مشتریان شرکت ما افرادی هستند که تمایل دارند کارهای خود را به دیگران بسپارند تا نیازی به استخدام و آموزش نیروهای متخصص در زمینه سئو نداشته باشند. آنها به دنبال یک شرکت متخصص هستند که این کار را برایشان انجام دهد و هزینهها را حداقل کند. با توضیحات شفاف ارائه شده، ما نشان دادهایم که شرکت ما میتواند به آنها کمک کند.
آیا با شفاف سازی، درآمد ما کاهش پیدا خواهد کرد؟
ممکن است شما فکر کنید که اگر مشتریان از جزئیات دقیق انجام کار ما مطلع شوند، دیگر تمایلی به پرداخت مبلغ زیادی برای خدمات نداشته باشند. اما، این تصور تنها زمانی درست است که فقط به منافع کوتاهمدت خود فکر کنیم. دراستفاده از شفافیت در قیمتگذاری، ما میتوانیم در طولانیمدت به سود بیشتری دست یابیم.
در حوزه کاری ما، یعنی طراحی وبسایت، بازاریابی آنلاین و سایر خدمات، قیمت محصولات و خدمات به سادگی قابل تعیین نیست. یک شرکت جدید ممکن است با هزینه کمتر خدمات خود را ارائه دهد، درحالی که یک شرکت با سابقه ممکن است هزینههای بیشتری داشته باشد. مشتری هم معمولاً نمیفهمد که این هزینهها به چه دلیل است. با ارائه روش صحیح قیمتگذاری و انتقال شفاف آن به مشتریان، ما نقطه تمایز حیاتی با سایر شرکتها داریم و احتمال جذب مشتریان بیشتر خواهد بود. همچنین، ایجاد یک سیستم یکپارچه قیمتگذاری به ما کمک میکند که وقت زیادی را در این زمینه صرف نکنیم.
نکته دیگر این است که با شفافیت در قیمت، احتمال اینکه مشتریان ما تمایل به همکاری طولانیمدت داشته باشند بیشتر است. اطلاعات نشان میدهد که مشتریان وفادار، به طور میانگین، 33٪ بیشتر از مبلغ اصلی را برای محصولات و خدمات یک برند پرداخت میکنند و حدود 80٪ سود یک برند از طریق 20٪ مشتریان وفادار حاصل میشود. (در این موضوع، بعدها به صورت جزئیتر صحبت خواهیم کرد.)
شفافیت ما چه تاثیری در کسب و کارمان خواهد داشت؟
همانطوری که دیده میشود، با شفافیت صحیح، ما تنها مشتریان واقعی خود را نه تنها حفظ میکنیم بلکه به تمامی مخاطبان خود کمک میکنیم تا درگیری بیشتری داشته باشند و به دلایلی که آکادمی فنابایت را به عنوان یک منبع قابل اعتماد تشخیص دادهاند، مطلع شوند. به علاوه، ما در مقابل سایر شرکتها، محدود به یک مبلغ کلی نشدهایم که ممکن است برای چه خدماتی و با چه کیفیتی فراهم شود. بلکه، به دقت وضوح خاصی را که در مقابل پرداخت مشتری ارائه میدهیم، مشخص کردهایم.
بنابراین، حتی اگر مخاطب ما در ابتدا به مشتری تبدیل نشود، بیتردید زمانی که تصمیم به بهرهمندی از خدمات بازاریابی برونسپاری یا معرفی یک شرکت دیجیتال مارکتینگ مؤثر دیگران به شخص دیگری بگیرد، نام ما به ذهنش خواهد رسید. این نقطه مهم در روانشناسی مصرفکننده به نام “عمل متقابل” شناخته میشود که نشاندهنده تلاش ما برای همیشگی جبران لطف دیگران است.
بله، من میخواهم خوشحال باشم! چرا که شفافیت نهایی منجر به تمایز بین مخاطبان عادی و البته مشتریان آکادمی فنابایت شده و هر دو به ما را به عنوان یک گزینه معتبر و قابل اطمینان تشخیص میدهند. این شرکت، که مسائل را با شفافیت به اشتراک مشتریان خود میگذارد و آنها همیشه اطلاع دارند که برای چه هدفی پرداخت میکنند.

در پایان، شما خودتان را به چه کسی اعتماد میکنید؟ به کسی که همه چیز را به زبان ساده و شفاف برای شما توضیح میدهد یا به کسی که همیشه از کلمات پیچیده و تخصصی استفاده میکند؟ من از کسی که پاسخ واضح دارد، حمایت میکنم. من میخواهم تصمیمی آگاهانه بگیرم و وقتی یک شرکت مشغول به کمک به من در این مسیر است، اعتماد به خود را حتی بیشتر احساس میکنم.
شفافیت باعث ایجاد اعتماد در مشتری میشود!
وقتی که به صداقت و صراحت همه چیز، حتی مشکلات و کاستیها نیز، با مشتریان ارتباط برقرار میکنید، اعتماد مشتریان به شما و کسبوکار شما به شدت افزایش مییابد.

نگاهی به تصویر بالا بیندازید. این نانوایی با حرکتی هوشمندانه، محصولات خود را به صورت جداگانه و با قیمت مناسبتر به مشتریان عرضه میکند. چه نتیجهای خواهد داشت؟ مشتریان اطمینان حاصل میکنند که این فروشگاه همیشه نان تازه و با کیفیت را ارائه میدهد. اگر وضعیت متفاوت باشد، مشتری حتماً از شما مطلع میشود. به همین دلیل، احتمالاً تصمیم خواهد گرفت همیشه از این نانوایی خرید کند.
در همین راستا، یک تبلیغ جذاب نیز میتواند تاثیرگذار باشد. مثالی از تبلیغ خودرو؛ ابتدا به مزایای خودرو اشاره شده و سپس به احتمال وجود اشکالات آن پرداخته میشود. اگر خانوادهای بزرگ دارید، احتمالاً این خودرو برای شما کوچک خواهد بود. این سادگی و صداقت در بیان مسائل، باعث موفقیت بیشتر تبلیغ و فروش این خودرو میشود. به عنوان مشاهدهکننده، وقتی میبینید که اشکالات به صورت روشن و صادقانه مطرح شدهاند، به این تبلیغ بیشتر اعتماد میکنید.
البته، این راهبرد نباید فقط به عنوان یک تکنیک بازاریابی دیده شود، بلکه لازم است که به دقت درک شود که چرا این اتفاق میافتد و چگونه صداقت و صراحت میتواند اعتماد مشتری را جلب کند.
اعتراف به کمبودها یک نقطه قوت محسوب میشود!
در یکی از مقالات قبلی خود به بررسی 10 تکنیک روانشناسی برای جلب مشتری و افزایش فروش پرداختیم. در آنجا اشاره کردیم که اعتراف به کمبودها چیز منفی نیست و حتی میتواند بر کسب و کار شما تأثیر مثبت بگذارد. اگر مطلب را مطالعه کردهاید، احتمالاً تحقیقی که توسط روانشناس اجتماعی به نام فیونا لی انجام شد را به یاد دارید. (اگر هنوز مطلب را نخواندهاید، پیشنهاد میشود که به هیچوجه این فرصت را از دست ندهید.)
در این تحقیق، افراد دو گزارش مختلف درباره دلایل عملکرد ضعیف یک شرکت در سال گذشته را مطالعه کردند. یک گزارش دلیل عملکرد بد را به تصمیمات داخلی شرکت نسبت میداد و دیگری مسئولیت را به عوامل خارجی انتقال میداد.
نتیجه چی بود؟ افرادی که گزارش آبی را مطالعه میکردند، بیشتر ارزش افزوده به این شرکت نسبت میدادند. چرا؟ به سادگی: اعتراف به اشتباهات نشان داد که شرکت هنوز در کنترل موقعیت قرار دارد.
پس از این، زمانی که به جای پنهان کردن مشکلات و انکار مسائل، به مشتریان بگوییم که با چه چالشهایی در راستای تحقق خواستههایشان روبرو هستیم، آنها نخواهند فکر کرد که ما در کسب و کار خود تخصص نداریم. بلکه این اقدام نشان میدهد که ما به خوبی مسیر را میشناسیم و حتی شرکت ما یک جنبه انسانی هم در ذهن آنها پیدا کرده است.
بله، همانند شما، گاهی اشتباه میکنیم. برای ما هم حل کردن برخی مسائل چالشبرانگیز است و ما از اعتراف به این واقعیت ترسی نداریم.
اینطور که کار با وقفه یا به شکل ایدهآل پیش نمیرود، مشتریان به وضوح درک میکنند چرا این امر رخ داده است. بدین ترتیب، هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و آنها نیازی به این فکر ندارند که آیا انتخاب همکاری با ما تصمیمی نادرست بوده یا خیر. در واقع، ما با صداقت مشکلات را به ویژه با خودمان به اشتراک گذاشتهایم و اطلاعات دقیقی از اقدامات ما در رفع این موانع در اختیار آنها قرار دادهایم.
افزایش اطلاعات مخاطبان همیشه چیز خوبی است!
در دنیای امروز، دریافت اطلاعات به سادگی برای همه ممکن شده است. گوگل به عنوان بزرگترین مرکز دانش مبتنی بر تجارت در جهان، که از طریق ارائه اطلاعات درآمدزایی دارد، شناخته میشود و در هر لحظه 40 هزار جستجو مختلف توسط کاربران آن انجام میشود. این بدان معناست که روزانه 3.5 میلیارد جستجو (تنها از طریق گوگل) انجام میشود. این واقعیت به طبیعت کارهای تجاری جهان بسیار تأثیرگذار بوده است. از جمله تأثیرات آن، میتوان به این اشاره کرد که دیگر نیازی به اعتماد به حرف فروشان ندارم. چرا که با یک جستجوی سریع درباره محصول مورد نظرم، به راحتی میتوانم اطلاعات مورد نیازم را پیدا کنم.
اکنون، هر کاربری میتواند از طریق گوگل به هزاران وبسایت مختلف دسترسی پیدا کرده و تمام سوالات خود را جواب دهد. اگر وبسایتهای ایرانی توانایی پاسخگویی به نیازهای او را ندارند، همچنان هزاران وبسایت انگلیسی زبان وجود دارند که حتی کیفیت بهتری نیز دارند. بنابراین، نگهداری اطلاعات به عنوان یک ابزار قدرتمند هیچ فایدهای نخواهد داشت و عملاً موجب از دست دادن فرصت جذب بسیاری از کاربران متمایل به حوزه کاری ما خواهد شد. در واقع، تنها فردی که باید از این وضعیت نگران باشد، شرکت ماست. چرا که مشتریان بالقوهامان در نهایت به دنبال رقبا میروند که اطلاعات را به راحتی و سریعتر به آنها ارائه میدهند.
مطالعه یک مورد: رویکرد وبلاگ فنابایت چیست؟
برای بهتر شدن درک این موضوع، به وبلاگ ما سر بزنید. این وبلاگ به شیوهی آموزشی عمل میکند، به این معنا که ما قصد داریم کمک کنیم تا خوانندگان با بخشهای مختلف بازاریابی دیجیتال آشنا شوند، مسائل و نکات اساسی را یاد بگیرند و تصمیمات بهتر و راهکارهای موثرتری در این زمینه اتخاذ کنند. ما همیشه وبلاگ خود را با این جمله معرفی میکنیم: “مقالات آموزشی که ما خودمان دوست داشتیم درباره بازاریابی دیجیتال بخوانیم.”
حالا بیایید عمیقتر رفته و به یکی از اصول و مفاهیم وبلاگمان، یعنی تولید محتوا، نگاه کنیم. ما پیشتر یک راهنمای چند فصلی درباره تولید محتوا منتشر کردهایم که فصل یک آن “آیا بازاریابی محتوا به تجارت من کمک می کند؟” میباشد که در آن به طور کامل راهکارهای صحیح بازاریابی محتوا را به خوانندگان آموزش دادهایم. حالا، آیا این اطلاعات میتوانند باعث شوند که مشتریان به ما وابسته شوند؟
بگذارید با یک سوال دیگر به این موضوع پاسخ دهیم. آیا فکر میکنید اگر یکی از خوانندگان ما به تولید محتوا خود نتواند بپردازد و این کار را به یک تیم خارجی بسپارد، چه کسی را انتخاب خواهد کرد؟ اگر مقالات ما اطلاعات دقیقی ارائه دهند، او بلافاصله به ما اعتماد خواهد کرد، زیرا میداند که ما در این زمینه تجربه و تخصص زیادی داریم و میتوانیم به واقعیت به او کمک کنیم. (این مسئله بارها توسط ما تجربه شده است.)

بنابراین، ارائه اطلاعات و آموزشهای تخصصی، نه تنها تاثیر منفی در کسب و کار شما نخواهد داشت، بلکه باعث خواهد شد که تجارت شما به عنوان یک متخصص در زمینه کاری خود مشاهده شود. یک متخصص که میتواند در هر زمان به مشتریان خود به کمک واقعی باشد.
شفافیت، راهکاری برای موفقیت طولانیمدت یک تجارت است!
بدون شک، هدف یک تجارت تاثیر بسزایی بر رویکرد آن دارد. شرکتهایی وجود دارند که فقط به دنبال سود لحظهای هستند و به کیفیت خدمات خود توجه نمیکنند. این شرکتها به مشتریان محصولات و خدمات نامناسب ارائه میدهند، پشتیبانی کافی نمیکنند و تنها به ترتیب اهداف مالی خود هستند.

من باور دارم که شما هم با من موافق هستید که این نوع شرکتهای طمعکار و ناکیفیت محکوم به شکست هستند. حداقل برای بقای خود، آنها باید به تلاش سخت برای جلب مشتریان جدید بپردازند که اطلاعات کافی درباره آنها ندارند. این رویکرد درکپذیر است که شفافیت یک چالش برای این نوع کسب و کارها است. اگر این شرکتها میخواهند شفاف باشند، به مشتریان باید یک چیز واحد بگویند: “از ما خرید نکنید!” این هشدار ضروری است! با ما همکاری نکنید!
اما زمانی که قصد دارید یک شرکت پایدار داشته باشید و محصولات و خدمات عالی ارائه دهید، صداقت و شفافیت میتواند به شما کمک کند تا ارتباط انسانی کسب و کار شما را بهبود بخشید و تفاوت شما با سایران را به خوبی نشان دهد. بنابراین، مشتریان با اطمینان به شما اعتماد خواهند کرد و سخت کسبوکار خود را به شما واگذار خواهند کرد. زیرا میدانند که با شما، بیشتر از ارزش پولی که پرداخت میکنند، دریافت خواهند کرد. این نشان میدهد که شفافیت میتواند بهرهوری شما را افزایش دهد.
شفافیت درونی یک شرکت میتواند بازده کارمندان را افزایش دهد

البته، اهمیت شفافیت تنها در ارتباط با مشتریان ما نهفته نیست. یک نکته دیگر که بسیار ارزشمند است، شفافیت درونی یک سازمان تجاری است. ممکن است سوال کنید: چگونه معنای شفافیت درونی برای یک تجارت تعریف میشود؟ این به این معناست که به عنوان مدیر، مطمئن شویم که تمام اعضای تیم از اهداف، ارزشها، و نگرش ما نسبت به مسائل مختلف آگاه هستند و همه اطلاعات به روش صادقانه با آنها به اشتراک گذاشته میشود. این نهایتاً به ایجاد یک محیط کاری سالم و خوشحال منجر میشود و به بهبود عملکرد تجارت شما کمک میکند. دلیل این اثر واضح است: کارمندان در چنین سازمانی احساس میکنند که بیشتر از یک کارمند عادی هستند؛ بلکه به عنوان یک عضو ارزشمند از سازمان میپذیرند و میفهمند چرا کارشان مهم است. به علاوه، آنها ارزشهای تجارت را درک کرده و میتوانند به صورت مستقل تصمیمهای صحیحی در این زمینه بگیرند.

حالا به تحقیقات علمی در زمینه تأثیر شفافیت در محیط کار که توسط شرکت تاینی پالس انجام شده است، نگاه کنیم این تحقیق با بررسی بیش از 300 سازمان بینالمللی و تکمیل بیش از 40.000 پرسشنامه توسط کارمندان این سازمانها انجام شده است. نتایج نشان دادهاند که میزان شفافیت درونی یک تجارت و صداقت آن با کارمندان، مهمترین عامل در خوشحالی و انگیزه آنهاست. به طور دقیقتر بگوییم، ضریب تناسب بین شفافیت یک کسب و کار و خوشحالی کارمندان برابر با 0.94 بود.
شفاف سازی مدیریت امور را ساده میکند!
بله، بدون شک، شفافیت در مدیریت امور نه تنها تأثیرگذاری آورده، بلکه کلیه عرصههای مدیریت را به سادگی تر و قابل فهم تر میکند. به این تفکیک نیازی به درگیریهای ذهنی و دشواری در حرفها نخواهد بود. هیچ چیز نخواهد ماند که از چشم پنهان شود یا مخفی بماند و تمام اطلاعات با افراد درون سازمان به اشتراک گذاشته میشود.
حالا دیگر نیازی به پنهان کردن مشکلات شرکت از نگرانیهای مشتریان نیست. همه اعضای تیم اهمیت به موفقیت شرکت میدهند و تعهد دارند تا با مشتریان به بهترین شکل ارتباط برقرار کنند.
این امکان میدهد تا مدیران بهطور کامل تمرکز خود را بر روی ارائه بهترین خدمات به مشتریان و حل مشکلات آنها بگذارند. با ایجاد یک ارتباط شفاف با کارمندان و مشتریان، مدیران میتوانند یک رابطه سالم و پایدار را با برند خود ایجاد کنند.
سخن نهایی
خوب، در نهایت مهم است که یکبار دیگر به اهمیت مشتریان وفادار تأکید کنیم. این مشتریان نقش بسیار حیاتی در ثبات و موفقیت طولانیمدت کسب و کار شما دارند. همانطور که در اینجا گفته شده، 80% از درآمد یک تجارت از 20% از مشتریهای وفادار به دست میآید. بنابراین، اگر میخواهید یک کسب و کار پایدار داشته باشید، ضروری است که ارزش این مشتریانی که دوباره و دوباره به شما میآیند را درک کنید و تلاش کنید تا آنها را حفظ کنید. من مطمئنم که افزایش شفافیت میتواند به شما کمک کند تا ارتباط محکم و دوستانهتری با این مشتریان بسازید.
نظرات و دیدگاههای شما
همانطور که ملاحظه میفرمایید، من با کمال میل و تلاش، جهت حمایت از موکل خود، یعنی شفافیت تجاری، تلاش کردهام. اکنون با شوق و شور، منتظر بازخورد و نظرات ارزشمند خوانندگان فنابایت در این زمینه هستم. از شما دعوت میکنم که با اشتراک نظرات و تجربیات خود درباره شفافیت، به ما در بهبود و پیشرفت کسب و کارها کمک کنید. پر از شوق به انتظار نظرات سازندهتان هستیم تا با هم، راهکارها و اهمیت شفافیت را برای موفقیت کسب و کارها بیشتر بشناسیم.
