وقتی به خانهام برگشتم و استقلال زندگی را تجربه کردم، دو سوال مکرر به ذهنم نفوذ میکرد: ناهار چه طور بپزم؟ و شام چه طور بپزم؟ خوشبختانه، صبحانه را با نان، پنیر، و چای ساده تنقل میکردم، اما اگر اینگونه نبود، واقعاً در یک دوره بحرانی بودم.
فکر کردن به انتخاب مناسب غذا همچون حل کردن معادلات دیفرانسیل پیچیده بود، و وقتی متوجه میشدم که مواد لازم برای پخت غذا نیز به اندازه کافی در دسترس نیستند، باید سریعاً به سوپرمارکت مراجعه کنم. این چرخه خستهکننده روزانه من را مشغول خرید، پختن، و شستن ظروف میکرد.
نه تنها تمرکز کافی برای مطالعه باقی نمیماند، بلکه زمان کافی برای لذت بردن از زندگی نیز فراموش میشد.
در نهایت، تصمیم گرفتم که یک برنامه استراتژیک برای پخت غذاهای خودم داشته باشم. لیستی از غذاهایی که میتوانم بپزم و مواد لازم برای هر یک را تدوین کردم. اکنون هر هفته یکبار به خوبی برای خرید مواد لازمم آماده میشوم.

آیا این سوال به ذهن شما خطور کرده که چگونه تمام این حرفها به استراتژی محتوا کمک میکنند؟ در واقع، ارتباط بسیاری دارند. لطفاً کمی صبر کنید تا توضیح دهم که چگونه این ارتباطها را برای شما روشن کنیم و با یکدیگر یاد بگیریم که چگونه یک استراتژی محتوا موثر بسازیم.
من در فرآیند تدوین استراتژی آشپزی تنها دو هدف داشتم: ابتدا میخواستم بدانم که در چه روزی و با چه موادی چه نوع غذاهایی بپزم. دوماً، میخواستم اطمینان حاصل کنم که غذاهایی که پختم، بسیار خوشمزه باشند 🙂
در زمینه بازاریابی محتوا، همه چیز تقریباً به همین دو هدف اصلی باز میگردد. ابتدا باید بفهمیم که چگونه کارهای بازاریابی محتوا را انجام دهیم، و سپس به نتیجهگیری بپردازیم. نتیجه چیست؟ افزایش رتبه در نتایج جستجوی گوگل، افزایش تعداد بازدیدها، لایکها، و در نهایت افزایش فروش و درآمد…
یکی از خدمات برجسته ما در فنابایت، تدوین استراتژی محتواست. با تجربهای که از تدوین استراتژی محتوا برای کسبوکارهای متعدد به دست آوردهایم، در ادامه به تشریح اصول و نکات اساسی این فرآیند مهم میپردازیم تا شما نیز بتوانید استراتژی محتوایی قویتری ایجاد کنید.
استراتژی محتوا چیست؟
استراتژی محتوا یک برنامهی حیاتی است که میتواند به شما در دستیابی به اهداف کسب و کارتان کمک کند. برای مثال، اگر هدف شما افزایش آگاهی از برندتان است، میتوانید یک استراتژی محتوایی ایجاد کنید که به بهینهسازی موتورهای جستجو تمرکز داشته باشد. این کار به شما کمک میکند تا وبسایت شما در نتایج جستجو برای کاربران نمایش داده شود و ترافیک ویژهای به سایت شما جذب کنید. اگر هدف شما افزایش فروش است، باید محتوایی ایجاد کنید که مراحل مختلف سفر مشتری را پوشش دهد و آنها را به خرید محصول یا خدمات شما هدایت کند.
یک استراتژی محتوای موفق، مخاطبان هدف شما را از مرحلهی آگاهی تا مرحلهی خرید جذب میکند و حتی پس از آن، با آنها ارتباط برقرار میکند. در واقعیت، استراتژی محتوا از بخشهای مهمی تشکیل شده است:
- هدفگذاری در دورههای مختلف (کوتاه مدت، میانمدت و بلند مدت)
- تعریف دقیق برند شما (شناخت هویت برند، ارزشها، ماموریت، چشمانداز و…)
- شرح دقیق محصولات و خدمات شما یا کسبوکار شما
- شناخت دقیق مشتریان و مخاطبان (شامل دموگرافیک و پرسونا)
- تجزیه و تحلیل رقبا
- تحقیق در مورد کلیدواژهها
- ایجاد یک نقشه سفر مشتری جامع
- راهنمایی در مورد نحوه نوشتن محتوا (شامل لحن، ساختار، بهینهسازی برای موتورهای جستجو، رنگها و…)
- انتخاب کانالهای مناسب و راههای توزیع محتوا
- تنظیم یک تقویم محتوا
- مانیتور کردن شاخصهای عملکرد
تمام این بخشها به شکلهای مختلفی میتوانند ایجاد و مدیریت شوند، از جمله صفحات گسترده (مثل فایل اکسل)، متنها، جداول، فهرستها و غیره. باید به این نکته توجه داشت که استراتژی محتوا یک سند ثابت نیست و باید به تغییرات نیاز دارد. اما همیشه باید در نظر داشته باشید که از مسیر مشخص شده در استراتژی منحرف نشوید مگر این که شاخصهای عملکرد نشان دهد که به اهداف نرسیدهاید. در این صورت، باید استراتژی را اصلاح کنید.
چرا باید استراتژی محتوا بنویسیم؟ واقعا لازم است؟
اگر تا به حال تجربه تولید محتوا در یک وبلاگ یا شبکه اجتماعی داشتهاید، حتماً با مسئله پیدا کردن موضوع مناسب برای انتشار در ذهنتان مواجه شدهاید. گاهی اوقات این سوال به ذهن میآید که آیا موضوعی که قصد دارید برای محتوای خود انتخاب کنید، واقعاً به صفحهی شما یا سایتتان ربط دارد یا نه؟

مهم است بدانید که بدون یک استراتژی مشخص، نمیتوانید مطمئن باشید که کارهایی که در دست دارید به سمت اهدافتان حرکت میکنند یا خیر؟
بدون یک استراتژی بهوضوح، بازاریابی محتوای شما مانند یک کشتی بدون قصد مشخصی در دریاهای نامعلوم حرکت میکند و شما هرگز نمیتوانید یک جهت دقیق و موفق را تعیین کنید.
به طور کلی، هدف اصلی از نوشتن یک استراتژی محتوا، تعیین اهداف و مسیریابی دقیق برای انجام کارهایتان است. این استراتژی به شما کمک میکند تا بهترین راه برای ارتقاء محتوا و تبدیل آن به ابزاری موثر برای تعامل با مخاطبانتان را پیدا کنید.
تدوین استراتژی محتوا چه مزیتهایی دارد؟
مزایای داشتن یک استراتژی محتوا به اندازهای فراتر از تصور میرود که اگر از ابتدا به درستی طراحی نشود و در ادامه به عمل نیافتد، به سادگی وقت و پول خود را هدر خواهید داد.
اصولاً استراتژی به ما کمک میکند که نتایج قطعیتری را در حوزه بازاریابی محتوا دست یابیم. این مزایا را میتوان به شرح زیر ساده کرد:
- کاهش زمان مصرفی برای تولید محتوا
- تولید محتوای هدفمند برای دستیابی به اهداف کسب و کار
- افزایش احتمال موفقیت
- برتری و تعیین موقعیت در مقابل رقبا در بازار
- کاهش هزینهها و زمان آموزش کارکنان
- بهبود سئوی وبسایت
- یکپارچگی محتوا
استراتژی چطور روی سئو تاثیر میگذارد؟
الگوریتمهای گوگل در دوران اخیر به شکل چشمگیری توانستهاند توانایی خود را افزایش دهند و هر روز به نزدیکی به فهم انسانی پیشرفت کنند. اکنون هوش مصنوعی توانایی درک روابط بین کلمات و جملات را دارا میشود. در واقع، رباتهای نرمافزاری که محتوای وبسایتها را بررسی میکنند، میتوانند با دقت تشخیص دهند که مطلب مورد نظر در چه حوزهای است و به چه کیفیتی دست میدهد.
گوگل به دنبال نزدیکتر شدن به تجربه انسانی است و این امر جذاب است. به عجیبی، برخی از افراد تمام تلاش خود را برای شبیهسازی رفتار ماشینی صرف میکنند. تیم متخصصان و مهندسان گوگل با اطمینان میگویند که به کاربران محتوای با کیفیت ارائه دهید و نیازی به دغدغهی ساختارهای پسند گوگل نداشته باشید. تنها کافی است که محتوای خود را برای کاربران ایجاد کنید و رضایت آنها را جلب نمایید، در نتیجه گوگل نیز به محتوای شما ارزش بالاتری خواهد داد.
بدون شک، این توصیه نمیآیند که اهمیت تمامی مباحث بهینهسازی موتورهای جستجو نادیده گرفته شود. در تمام تلاشهای بهینهسازی، هدف ما ساده است؛ یعنی به موتور جستجوی گوگل کمک کنیم تا محتوای ما و شما را به بهترین شکل شناسایی کند. بنابراین، از فریب گوگل یا جادوگری اجتناب نمیکنیم.
به طور خلاصه، اگر به عنوان کاربران و انسانها در نظر بگیریم، ما به عنوان آینده گوگل به حساب میآییم. هدف نهایی گوگل از ما و شما، ارتقاء تجربه انسانی است.
جمعبندی: شما در فرآیند تدوین استراتژی محتوا، تمرکزتان به کاربران خود دهید نه تنها به گوگل. استفاده از استراتژی “محتوا برای کاربر نوشتن” به معنای جذب توجه خاص گوگل به محتوای شما است. در ادامه به مراحل تدوین یک استراتژی محتوا برای وبسایت شما توضیح میدهیم.
مراحل تدوین استراتژی محتوا
برای هر وبسایت و هر کسب و کاری که میخواهید استراتژی محتوایی تدوین کنید، باید این مراحل را به دقت طی کنید.
قدم اول: اهداف خود را از تدوین استراتژی محتوا مشخص کنید
در ابتدا، اهداف خود را برای استراتژی محتوایی خود مشخص کنید. این اهداف باید راهنماییکنندهای باشند که شما را در دنیای پرتلاطم بازاریابی محتوا هدایت کنند. اهداف بازاریابی محتوا به شما کمک میکنند تا بهترین مسیرها و کانالهای ممکن را برای دستیابی به آنها بشناسید. در واقعیت، اهداف شما همان چراغهای راهنمایی هستند که شما را از تاریکی خارج میکنند.
من چند مثال از اهدافی که ممکن است به ذهن شما یا مشتریانتان بیافتد را مطرح میکنم:
- افزایش نرخ تبدیل
- افزایش ترافیک وبسایت
- افزایش مشارکت و تعامل کاربران در وبسایت شما
- تقویت برند کسب و کار
- افزایش فروش و درآمد
البته به خاطر داشته باشید که نیازی نیست تنها یک هدف را انتخاب کنید. ممکن است بخواهید همزمان بر روی چندین هدف کار کنید، اما از دست دادن تمرکز و انتخاب هدفهای غیر واقعی و بیاهمیت خودداری کنید. چرا که اگر همهچیز را بخواهید، هیچچیز به درستی نخواهید کسب کرد.
یک نکته مهم درباره اهداف شما این است که باید به آنها با دقت و مشخصیت نگاه کنید. به سادگی ادعا کردن “میخواهم ترافیک بیشتری داشته باشم” کافی نیست. باید مشخص کنید که چقدر ترافیک بخواهید و تا چه زمانی این هدف را میخواهید دست یابید. اهداف شما باید قابل اندازهگیری و مشخص باشند و باید در مدت زمان مشخصی قابل دستیابی باشند. در مورد این ویژگیها، مقاله “هدفگذاری SMART” توضیحات کاملی ارائه داده است. به عنوان مثال، “افزایش فروش به میزان 15% در مدت سه ماه” هدفی کاملاً واضح و قابل اندازهگیری است. شاخصهایی که برای اندازهگیری عملکرد تنظیم میکنید، بر اساس اهداف این چنینی خواهند بود.
قدم دوم: وضع فعلی کسب و کار خود را به طور کامل بررسی کنید
پس از تعیین هدف کلی، اکنون زمانی رسیده که وضعیت کلی کسب و کار خود را به دقت مورد بررسی قرار دهید. این بررسی از جنبههای مختلفی تشکیل شده و در اینجا به بررسی مهمترین عناصر آن میپردازیم.
1. بررسی وضعیت کلی شرکت
برای بررسی این قسمت، باید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه این شرکت درآمد تولید میکند؟
- کدام محصول یا خدمات از همه بیشترین درآمد را به شرکت میآورد؟ و چرا این محصول به این اندازه موفق است؟ آیا تقاضای بازار برای این محصول بالاتر است یا به دلیل استراتژیهای تبلیغاتی و برندینگ برای آن است؟
- ساختار تیم فروش چگونه است؟ و کدام پارامترها برای عملکرد این تیم اهمیت دارند؟
این موارد به شما کمک میکنند تا تصویر دقیقی از وضعیت کنونی کسب و کارتان داشته باشید و بتوانید به طراحی استراتژیهای مؤثرتری برای آینده بپردازید.
2. فرآیند محتوای فعلی شرکت را بررسی کنید
بررسی روند مقالههای وبلاگ شرکت میتواند گام مهمی در بهبود استراتژی محتوایی شما باشد. پیشنهاد میشود که به سوالات اساسی زیر دقت کنید:
- رویکرد فعلی محتوا: ابتدا باید بفهمید که چگونه به تاکنون با محتوا رفتار کردهاید. آیا محتوای شما متنوع و جذاب بوده یا نه؟
- تصمیمگیری در مورد محتوا: کسانی که در تولید محتوا تصمیم میگیرند، آیا تخصص کافی دارند؟ آیا نیاز به تشکیل یک تیم مخصوص محتوا دارید یا کارکنان بخشهای دیگر محتوا تولید میکنند؟
- نوع محتوا: مطالعه نوع محتواهای تاکنون تولید شده میتواند به شما راهنمایی کند. آیا محتوایتان متنوع است یا نیاز به تغییر و تنوع دارد؟
- برندینگ: فهمیدن فاکتورهای مهم برندینگ برای شرکت شما بسیار اساسی است. از جمله این فاکتورها میتوان به توانایی شناسایی و تقویت کلمات کلیدی مرتبط با برند شما اشاره کرد.
- بهبود سئو: برای بهبود سئو و جایگاه در موتورهای جستجو، باید بکلینکها و اعتبار دامنه سایت را مورد بررسی دقیق قرار دهید.
- چشمانداز محتوا: در نهایت، نگاهی به آینده بیندازید. محتوایتان آیا برای جلب مخاطبان جدید و ارتقاء بازاریابی مناسب است؟
- با انجام این مراحل و تجزیه و تحلیل دقیق، میتوانید بهبود استراتژی محتوایی خود را شروع کرده و برند خود را به موفقیت بیشتری هدایت کنید.
۳. هویت برند خود را به محتوا ربط دهید
اگر هویت برند کسبوکار خود را تنظیم کردهاید و تازه میخواهید بازاریابی مبتنی بر محتوا شروع کنید، باید برند شما در محتوا هم دیده شود.
حالا که هویت برندتان را به خوبی مشخص کردهاید، وقت آن رسیده که از قدرت محتوای خود بهرهبرید. این محتوا باید به طور کامل با ارزشها، چشمانداز و ماموریت برندتان هماهنگ باشد و بتواند پیام مشخصی ارائه دهد.
برای این کار، ابتدا موضوعات، مشکلات و نیازهای اساسی برند خود را شناسایی کنید. سپس این موارد را به عنوان محورهای اصلی محتواهای خود در نظر بگیرید. هویت بصری نیز باید به عنوان یک عنصر اساسی در محتوایتان حضور داشته باشد. از تصاویری که با هماهنگی با برندتان انتخاب میکنید، در مقالات، مطالب فرعی، و حتی ارسالهای اجتماعی استفاده کنید. این اقدامات به شما کمک میکنند تا برندتان در محتوایتان به شکلی قابل تشخیص و قدرتمند نمایان شود.
قدم سوم: کلمات کلیدی کسب و کارتان را پیدا کنید
اجازه دهید به شما این را بگویم: تقریبا همه چیز به کلمات کلیدی مرتبط است؛ تحقیق در مورد کلمات کلیدی به دلایل اساسی بسیاری اهمیت دارد:
- تحقیق در مورد کلمات کلیدی به شما کمک میکند تا در حوزه فعالیت خود بفهمیدید که مخاطبان شما چه میخواهند، چه سوالاتی دارند و چه نیازهایی دارند.
- کلمات کلیدی به عنوان یکی از مهمترین کلیدهای ورود مخاطبان به وبسایت شما عمل میکنند و ترافیک را از طریق گوگل به سمت شما هدایت میکنند.
- گوگل نیز کسب و کار شما را با استفاده از کلمات کلیدی شناسایی میکند. در واقع، کلمات کلیدی شما اصلیترین ابزار گوگل برای درک کسب و کار شما و حوزه فعالیت شما هستند.
اما به یاد داشته باشید که تمام استراتژیهای شما نباید به کلمات کلیدی و سئو متکی باشند. کلمات کلیدی و سئو باید یک عامل مهم در استراتژی محتوای شما باشند. کلمات کلیدی میتوانند ایدههای خلاقانهتری برای تولید محتوا در ذهن شما ایجاد کنند. اما این تنها کافی نیست. شما باید این کلمات کلیدی را با افکار و نیازهای حوزه کسب و کار خود ترکیب کنید تا بهترین محتواها را ارائه دهید.

چطور تحقیق کلمات کلیدی انجام دهیم؟
در دنیای امروزی، دسترسی به دهها ابزار و سرویس مختلف برای پیدا کردن کلمات کلیدی ضروری است. اما باید به یک نکته مهم توجه داشت: داشتن یک لیست طولانی از کلمات کلیدی مرتبط با کسبوکار و محصول شما به تنهایی کافی نیست. اصل مهم این است که این کلمات را به درستی دستهبندی و اولویتبندی کنید.
در این مسیر، ابزارهایی مانند kwfinder، keywordtool، و حتی یکی از بهترینها، یعنی کیورد پلنر گوگل به شما کمک خواهند کرد. اما نکتهای که همیشه به ذهن داشته باشید این است که تحلیل و قضاوت شخصی شما در شناسایی کلمات کلیدی و درک از نیاز و قصد کاربران، در اولویت قرار دارد. با ترکیب دقت تحلیلی و انتخابی هوشمندانه، میتوانید به بهترین نتایج برای کسبوکار خود دست یابید.
قدم چهارم: رقبای حوزۀ کسب و کار خود را بررسی کنید
یکی از مهمترین و اساسیترین گامها برای تدوین استراتژی محتوا برای وبسایت شما، بررسی و تجزیه و تحلیل رقباست. برای این کار، میتوانید از ابزارهای مختلف بهره ببرید، اما یکی از راههای کارآمد، استفاده از موتور جستجوی گوگل است. چگونه؟ به سادگی کلمات کلیدی مرتبط با حوزه کسب و کارتان را در گوگل جستجو کرده و لینکهایی که در صفحه اول نتایج جستجو ظاهر میشوند را شناسایی کنید. این کار سادهای است که به شما کمک میکند به راحتی مهمترین رقبای خود را شناسایی کنید. سپس به وبسایتهای آنها سر بزنید و از نزدیک امکانات و محتوای آنها را بررسی کنید.
به عنوان مثال، مطالعه کنید که آیا آنها وبلاگ دارند یا خیر؟ چگونگی دستهبندی مطالب وبلاگ آنها چیست؟ موضوعاتی که در وبلاگ پوشش دادهاند چیست؟ و همچنین در کدام شبکههای اجتماعی حضور دارند. با مراجعه به شبکههای اجتماعی آنها، فعالیتها و مشارکتهای آنها را بررسی کنید.
در تحلیل رقبا، اهداف زیر را در نظر داشته باشید:
- موضوعاتی که هنوز توسط آنها تولید نشده است.
- نقاط قوت و ضعف آنها.
- محتوایی که نرخ تعامل بیشتری (مثل لایک و نظر) دارد.
- تمرکز اصلی محتوای آنها.
- کلمات کلیدی که در آنها رتبه دارند یا ندارند.
این تحلیل به شما کمک میکند تا بهترین استراتژی محتوا را ایجاد کرده و به بخشهایی از بازار و جامعه هدف خود تمرکز کنید که رقبا به آنها توجه نکردهاند. این راهحل شما را در مسیر موفقیت قرار میدهد.
البته، این تحلیل تنها شروع ماجراست. حالا باید به کسبوکارهای مشابه یا رقبای خارجی نیز مراجعه کرده و وبسایتهای آنها را بررسی کنید. این کار به شما کمک زیادی میکند، زیرا سایتهای خارجی عموماً از کیفیت بالاتری برخوردارند. اگر به مقیاس جهانی نیز توانسته وارد شوید، قطعاً از بقیه رقبا جلو خواهید زد.
در نهایت، نگرانی از تقلید کردن نداشته باشید. تقریباً تمام کسبوکارهای موفق در هر صنعتی تا حدودی به نمونههای خارجی شبیهاند. فقط کافی است از آنها الهام بگیرید و با هوش و استراتژی به تطبیق آنها بازنگری کنید.
قدم پنجم: پرسونای مشتری خود را تهیه کنید
در جهان رقابتی امروزه، برای تبلیغات موثر و ایجاد ارتباط مستقیم با مخاطبان، شناخت دقیق از پرسوناهای مشتری بسیار حائز اهمیت است. پرسوناهای مشتری، نقشه راهی برای شما ارائه میدهند تا به طور کامل با نیازها و ترجیحات مشتریان آشنا شوید. این اطلاعات به شما کمک میکند تا به عنوان یک برند واقعی و متمایز شناخته شوید.
با بررسی انواع سوالاتی که پرسی به پرسونای مشتریان میکند، میتوانید دقیقاً بفهمید چگونه با آنها در ارتباط باشید. مثلاً اگر مشتریان شما عمدتاً از طریق فروش آنلاین خرید میکنند، میتوانید تجربه آنلاین خرید را برای آنها بهتر کنید و سیستم موجود را بهبود بخشید. همچنین، اگر مشتریان به لحن صمیمی و دوستانه علاقه دارند، میتوانید به این نکته توجه کنید و ارتباطی دوستانهتر با آنها برقرار کنید.
مهمترین قدم بعدی تدوین پرسونای مشتریان است. در وبلاگ ما، ما یک مقاله جامع در مورد تهیه پرسونای مشتریان داریم که به شما کمک میکند این مرحله را به راحتی طی کنید. با تکمیل جدول هویت برند و مشتری در آکادمی فنابایت، شما میتوانید به اطلاعات دقیقی از مشتریان خود دست یابید و پرسونای مشتریان خود را به دقت تعریف کنید. این اقدام به شما کمک میکند تا برنامههای بازاریابی موثرتری را طراحی کنید و مشتریان خود را به مشتریان وفادار تبدیل کنید.
پیشنهاد ما این است که ابتدا تلاش کنید اطلاعات دقیق و کاملی از مشتریان خود جمع آوری کنید. اگر امکان نظرسنجی مستقیم ندارید، میتوانید از طریق پیامرسانها یا ایمیل به مشتریانتان پرسشنامه ارسال کنید تا اطلاعات لازم را جمع آوری کنید. سپس با تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده، پرسونای مشتریان خود را تدوین کنید. حتی اگر تازه وارد عرصه کسبوکار شدهاید، میتوانید با تحلیل خردهرویها و پیشبینی نیازها، پرسونای مشتریان را به دقت تعیین کنید.
در آخرین مرحله، از روشهای مختلفی مانند نظرسنجیها به منظور تصویر سازی دقیقتر از پرسونای مشتریان استفاده کنید. این اطلاعات به شما کمک میکند تا به تدریج استراتژیهای بازاریابی خود را تطابق دهید و باعث موفقیت بیشتر شوید.
چگونه برای مشتریان خود یک پرسشنامه مفید و کاربردی ارسال کنیم؟
یکی از روشهای برجسته برای ارسال نظرسنجی به مشتریان، استفاده از ایمیل و پیامک است. برای اطمینان از موفقیت در این کار، باید ایمیلی طراحی کنید که انگیزه کافی را برای مشتریان ایجاد کند و زمان آنان را صرف پاسخ به نظرسنجی شما کند. به عنوان مثال، به مشتریانی که وقت خود را صرف پر کردن نظرسنجی میکنند، یک هدیه یا یک کد تخفیف ارائه دهید.
قبل از انتشار گسترده نظرسنجی، بهتر است چند نمونه از آن را به افراد مختلف ارسال کنید تا اگر سوالاتی وجود دارد که گنگ یا نامفهوم هستند، اصلاحات لازم را اعمال کنید.
برای مثال، من در یک مرکز مشاوره کار میکردم و همیشه تعدادی تست شخصیت با جواب بله یا خیر از مراجعین گرفته میشد. بعد از مدتی متوجه شدیم که نتایج عجیب و نامرتبطی داریم. تحقیقات بیشتری انجام دادیم و متوجه شدیم که وجود یک فعل منفی در جمله سوالات، مشتریان را به اشتباه گیج میکند. به عنوان مثال، جمله “من هیچوقت عصبی نمیشوم” باعث میشد که مشتریان در مورد جواب صحیح خود سردرگم شوند. بنابراین، ما تمام افعال را به افعال مثبت تغییر دادیم، به عنوان مثال “من عصبی هستم” و نتایج به طرز قابل توجهی بهتر و معنیدارتری رسید.
از نظرسنجی تلفنی نیز میتوانید به عنوان تکمیل کننده استفاده کنید، اگرچه تلفنزدن به تمامی مشتریان زمانبر و پرهزینه است. به جای این کار، میتوانید تماس تلفنی را فقط برای مشتریان دائمی و وفادار انجام دهید که از خدمات شما به طور فراوان استفاده کردهاند و سوالات دقیقتری از آنها بپرسید.
قدم ششم: اطلاعات خود را ارزیابی کنید
اکنون تمام دادههای مورد نیازتان را جمع آوری کردهاید. اما این دادهها تنها یک مجموعه اطلاعات خام هستند که به تنهایی ارزشی ندارند، مگر اینکه آنها را تجزیه و تحلیل کنید. به عبارت دیگر، حالا وقت آن فرا رسیده که این اطلاعات خام را به دادههایی قیمتی برای تدوین استراتژی محتوا تبدیل نمایید. پس از پایان تجزیه و تحلیل، این تحلیلها را با اهدافتان هماهنگ کرده و ارتباط بین دادهها و اهداف خود را بررسی نمایید.
به عنوان یک مثال، فرض کنید که شما یک فروشگاه آنلاین لوازم آرایش دارید و هدفتان جذب مشتریان پولدار و علاقمند به محصولات لوکس است. اما بر اساس تحقیقاتی که انجام دادهاید، اغلب مشتریان شما از طبقه متوسط و تمایل به خرید محصولات ارزانتر دارند. بنابراین، به نظر میآید که به اشتباه به سمتی رفتهاید که نیاز به تغییر استراتژی محتوا دارد.
یک راه برای دستهبندی دادههای مشتریان، ارتقاء وضعیت مشتریان فعلی بر اساس هرمی است که در مورد آن در مرحله بعدی به آن پرداخته خواهد شد.
قدم هفتم: وقت ساختن قیف بازاریابی محتوا است
حالا که از تمام وظایف اساسی جهان فارغ شدهاید، موقعیتی مناسب و بینظیر است که به آرامی و با دقت یک قالب محتوایی برای تجارت خود ایجاد کنید. تا کنون، شما به طور نسبی با نیازها و ترجیحات مشتریان و مخاطبان خود آشنا شدهاید، اما این قالب به دقت نشان میدهد که هر مشتری به چه مرحلهای از این قالب تعلق دارد. قبل از اینکه به تفصیل در این مورد توضیح دهم، یک تصویر واضح از این قالب را ایجاد کردهام تا به طور کامل برای شما توضیح دهم.

1- آگاهی (awareness)
محتواهایی که در بالاترین سطح جذابیت قرار دارند، در بخش آگاهی قرار میگیرند. در واقع، محتواهای این بخش برای افرادی نوشته میشوند که هیچ اطلاعاتی از کسب و کار شما ندارند و هدف اصلی این محتواها این است که آنها را به صفحه شما جذب کنند.
مخاطبان این بخش گسترده و متنوعی از مشتریان را شامل میشوند، بنابراین با این در نظر گرفته شود:
موضوعات محتوای شما باید از دایره کسب و کار شما خارج شده و عناوینی عمومیتر را در ببرند.
برای مثال، وبلاگ فنابایت یک منبع جامع برای آموزش دیجیتال مارکتینگ است. ما برای جلب توجه بیشترین تعداد مخاطبان و تبدیل کردن آنها به آگاهی از برند خود، یک مقاله در مورد قانون جذب نوشتهایم. این انتخاب به دلیل میزان جستجوهای ماهانه مرتبط با قانون جذب بوده و همچنین تلاش کردهایم کیفیت و ارزش واقعی محتوامان را حفظ کنیم و بر اساس آن مطالبمان را ارائه دهیم.
پیشنهاد من به شما این است که در تقویم محتوایی خود که به طور دقیق در ادامه توضیح داده شده است، هر ماه یک یا دو مقاله را به موضوعات عمومیتر و با هدف افزایش آگاهی ارائه دهید. به عنوان مثال، اگر شما در زمینه فروش کاغذ دیواری و کفپوش فعالیت دارید، مقالاتی در مورد دکوراسیون داخلی منزل به عنوان محتوایتان انتخاب کنید.
2- محرک (trigger)
در این بخش، ما با مخاطبانی سر و کار داریم که قبلاً با محصولات و خدمات شما آشنا شدهاند و اکنون به دنبال جواب به سوالات خود هستند. این موقعیت به شما فرصتی عالی میدهد تا با استفاده از محتوای خود، ذهن آنها را جذب کنید و آنها را به انتخاب خدمات شما ترغیب نمایید.
پیشنهاد من به شما این است که هر ماه یک مقاله جذاب و مفید در مورد محصولات و خدمات خود بنویسید و این مقالهها را به مخاطبان ارائه دهید. این کار به شما کمک میکند تا نیازها و مزایای شما را به وضوح نمایش دهید و باعث افزایش فهم مخاطبان در مورد ارزش ویژهای که ارائه میدهید، شوید. از این راه، میتوانید به راحتی آنها را به خرید از شما ترغیب کنید.
3- جستجو
در این مرحله، مخاطبان تصمیم به یافتن جزئیات دقیقتر درباره محصولات شما گرفتهاند. بنابراین، برای جلب توجه آنها و افزایش احتمال خرید، باید به این نیاز اساسی پاسخ دهید.
به عنوان پیشنهاد کارشناسی، شما باید محتوای این بخش را به طور چشمگیری ارتقاء دهید. حداقل دو برابر محتوای قبلی را در اینجا ارائه دهید. در اینجا فرصتی برای معرفی جنبههای مثبت و حتی جنبههای منفی محصولات یا خدمات شما وجود دارد. از جرات نمایش نقاط ضعف خود نترسید، زیرا همه محصولات و خدماتی دارند که نیاز به بهبود دارند. زمانی که به صراحت به نقاط ضعف پرداخته و راههای بهبود را معرفی میکنید، اعتماد مخاطبان را به خود جلب میکنید. اعتماد، یکی از عوامل کلیدی در تبدیل کاربران به مشتریان دائمی است. به همین دلیل، به دقت و با انگیزه، محتوا را ایجاد کنید تا در این مرحله از قیف، تاثیر مثبتی روی مخاطبان داشته باشد.
4- توجه
مخاطبان این بخش افرادی هستند که در آستانه تصمیم به خرید قرار دارند، اما مشکلی دارند و آن انتخاب بهترین برند است. حالا زمان مناسبی است تا مهارتهای خود در توجیه و تبیین برتری محصولتان را به نمایش بگذارید. گزینههای مختلفی را در اختیار مشتریان بگذارید و مزایا و ویژگیهای منحصر به فرد کسب و کار خود را معرفی کنید. اما در عین حال، از خودتان نپرسید: “از ما بخرید، از ما بخرید.” به جای آن، اجازه دهید تصمیم نهایی در اختیار مشتری قرار گیرد.
پیشنهاد من این است که با توجه به نوع خدمات و محصولاتتان و همچنین رقابت در بازار، حداقل دو محتوای جذاب و متقاعد کننده به این موضوع اختصاص دهید. محتواهای این بخش فرصت زیادی برای افزایش فروش شما دارند، بنابراین به هیچ عنوان از این فرصت ارزشمند چشم پوشی نکنید.
5- خرید
مخاطبین این بخش، افرادی هستند که تصمیم به خرید از شما گرفتهاند. همه چیز آماده است و با این قیف زیبا از محتوا، شما مخاطبان را به سوی کسب و کارتان جذب کردهاید. این حالا کاربرانی هستند که تمایل دارند از شما خرید کنند.
در این بخش، محتواها بیشتر به شکل کپی رایتینگ نیستند. اینجا ما بیشتر به محتواهایی نیاز داریم که به مشتریان شما ارتباط مستقیم با مزیتها و ارزشهای کسب و کار شما را برسانند.
برخی نمونههای بسیار خوب در این زمینه وجود دارد. به عنوان مثال، سایت دیجیکالا که توضیحات جامعی از محصولات ارائه میدهد، تصاویر با کیفیت دارد و بخش نظرات و نقدهای کاربران کار خوبی در جذب مشتریان دارد.
پیشنهاد من به شما این است که به صفحات مرتبط با خدمات یا محصولات خود توجه ویژهای داشته باشید. من تجربههای زیادی دیدهام که کسب و کارها سرمایهگذاری زیادی در محتوای وبلاگی میکنند، اما صفحات محصولات و خدماتشان به اندازه کافی مهم نیستند. ممکن است محصولات ناقص یا توضیحات کافی نداشته باشند، که این موارد باعث عدم اطمینان مشتریان و ترک فروش میشود. بنابراین، به این بخشها تمرکز ویژه دهید تا مشتریانتان را به خرید ترغیب کنید. دستی را به دستشان بدهید و آنها را در انجام خرید کمک کنید. همچنین، بخش نظرات و نقدها را فعال نگه دارید و از تصاویر با کیفیت بهره ببرید.
6- ماندگاری
آیا فکر میکنید که تمام کار با خرید مشتری از شما به پایان میرسد و نیازی به جلب مشتریان جدید نیست؟
اگر پاسختان منفی است، به شما تبریک میگویم. اما متاسفانه بیش از 70% از کسب و کارها هنوز به توانایی جلب مشتریان دائمی نرسیدهاند. هنوز متوجه نشدهاند که این مشتریان دائمی چگونه بدون هزینهی بزرگی برای تبلیغات، برای شما تبلیغ میکنند و چه تأثیر معجزهآسا ویژگی دارند. ما در فنابایت بسیار اهمیت زیادی به مشتریان دائمی خود میدهیم. این مشتریان همان افرادی هستند که نظرات زیر مقالات ما را مینویسند، همیشه محتوای ما را میخوانند، سایت ما را همیشه به روز میکنند و به محض انتشار محتوای جدید، آن را مطالعه میکنند.
جذب این مشتریان دائمی یکی از اهداف اصلی ما در فنابایت بوده است و همیشه مقالاتی را برای این دسته از مشتریان خود ارائه میدهیم. (مثل استراتژی محتوا که در حال نگارش آن هستم) و همچنین یک مقاله جامع در مورد وفاداری مشتری داریم.
پیشنهاد من به شما این است که همیشه مشتریان خود را به نحوی درگیر سایت خود نگه دارید و همیشه محتواهایی برای این دسته از مشتریان ارائه دهید. ما در وبلاگمان به اختصاص مقالات زیادی به این موضوع پرداختهایم. از اصول بهینهسازی موتورهای جستجو، گوگل ادوردز و محتوا جامعاً نوشتهایم. ممکن است سوالی در ذهن شما ایجاد شود که چگونه متوجه شوید کدام محتواها مناسب مشتریان دائمی شما هستند؟
این سوالی نیست که پاسخ آن آسان باشد، اما بیشترین چیزی که به شما کمک میکند، تجربه شما و بازخورد مشتریان است. به تدریج و با گذر زمان، میفهمید که مشتریان شما به چه نوع محتواهایی علاقه دارند و متناسب با آنها میتوانید محتواهای خود را تولید کنید.

با این راهنمایی در واقع یک مسیر برای شما ایجاد کردهام. یک مسیر که ابتدا از دور به مشتری دست میدهید و او را به سمت خود جذب میکنید. مشتری نشانههای شما را میبیند، به سمت شما میآید، به تدریج با شما آشنا میشود، در نهایت از مشتریان دائمی شما میشود و در بهترین حالت، بهترین وفاداران شما میشود.
قدم هشتم: یک تقویم محتوا تهیه کنید
آیا تا به حال به مفهوم “پرسپکتیو دید پرنده” پی بردهاید؟ پرسپکتیو دید پرنده نگاهی نوین و کارآمد به مسائل را به ما ارائه میدهد. این نگاه، همانند پرواز یک پرنده از ارتفاع بالا، از زاویهای منحصربهفرد به دنیا نگاه میکند. تقویم محتوا نیز همینگونه عمل میکند. اجازه دهید برایتان روشن کنم که چگونه تقویم محتوا میتواند برای بهبود استراتژی بازاریابی محتوا شما بسیار کمک کند.

تا به اینجا، شما به طور تقریبی مسیر خود را تعیین کردهاید، همچنین اهمیت و اولویتهای خود را مشخص کردهاید و اکنون زمان آن است که یک نقشه عملی برای مسیر محتوای خود ایجاد کنید. تهیه یک تقویم محتوا به شما کمک میکند تا در مسیر عملی بازاریابی محتوا پیشرفت کنید. میتوانید
مطالبی که اشاره کردم را در تقویم خود ثبت کنید و دقیقاً تعیین کنید که در طول ماه چه مقدار از محتوا به هر بخش اختصاص دارد. تقویم محتوا به شما یک زمانبندی دقیق ارائه میدهد و به شما این امکان را میدهد که نویسندگان محتوا را برای هر بخش تعیین کنید.
یکی از مزایای اساسی تقویم محتوا این است که به شما این اجازه را میدهد که در انتهای هر ماه با آسانی عملکرد محتوای خود و تیم محتوا را ارزیابی کنید. به تدریج متوجه میشوید که هر نویسنده در کدام بخش بهتر عمل میکند. ممکن است یک نفر توضیحات محصول را بهتر بنویسد و دیگری پستهای کلی و عمومی را.
پیشنهاد من به شما این است که در این تقویم زمانبندی شبکههای اجتماعی و تبلیغات ایمیلی خود را نیز وارد کنید. این اقدام به شما کمک میکند تا تمام زمانبندیها را در یک نگاه داشته و از سردرگمی و گیجی جلوگیری کنید. با تقویم محتوا، همه چیز سازمانیافته و یکدست خواهد بود.
برای بهبود تقویم محتوا، چند پیشنهاد مفید دارم که به شما کمک خواهند کرد. همچنین چند برنامه کاربردی مفید در این زمینه را به شما معرفی خواهم کرد.
با توجه به نیازهای امروزی در مدیریت زمان و پروژه، نرمافزارهای گوگل ابزارهای بینظیری هستند که به شما کمک میکنند تا به بهترین شکل ممکن برنامهریزی کنید و کارهای خود را بهبود بخشید. تقویم گوگل، گوگل شیت، آسانا و ترلو از این ابزارهای حیاتی هستند که به شما این امکان را میدهند که به همراه تیم خود به بهرهوری بیشتری دست پیدا کنید.
تقویم گوگل به شما این امکان را میدهد که برنامههای خود را در آن ثبت کنید و با آلارمهای قدرتمندش هیچ وقت یک وظیفه مهم را از دست ندهید. از این نرمافزار میتوانید به راحتی تاریخ میلادی را به تاریخ شمسی تبدیل کنید، که این امر برای بسیاری از ما بسیار مفید است.
گوگل شیت به شما این امکان را میدهد تا مانند اکسل، دادهها و اطلاعات خود را منظم کنید. با امکان به اشتراکگذاری فایلها و ایجاد تقویمهای شخصی، تیمتان میتواند با همکاری بهتر به اهداف مشترک دست پیدا کند.
نرمافزار آسانا به شما این امکان را میدهد که پروژهها و برنامههای خود را با دقت مدیریت کنید. این ابزار برای تقویم محتوا و تخصیص وظایف به اعضای تیم بسیار کارآمد است. همچنین، نرمافزار ترلو با ویژگیهای ساده و قابل فهم خود به شما امکان میدهد تا به بهترین شکل ممکن وظایف و مراحل پروژه را مدیریت کنید.
نرمافزار ترلو نه تنها بسیار محیط دوستانه و قابل فهمی دارد، بلکه به شما ابزارهایی قدرتمند برای بهرهبرداری از توانمندیهای خود در تولید محتوا ارائه میدهد. با ترلو، هر مرحله از فرآیند تولید محتوا را به آسانی مدیریت کنید. از اختصاص هر ستون به یک مرحله گرفته تا اضافه کردن تمام نویسندگان و ویراستاران به یک برد، همه چیز در ترلو ساده و شفاف است.
انتقال کارتها در ترلو همچون انتقال انسانها بین مراحل انجام کار است، اما با قدرتهای اضافی. این نرمافزار امکانات فراوانی برای میزبانی فایلها، تنظیم زمانبندی، دریافت نوتیفیکیشنهای مهم، و حتی ثبت نظرات و بازخوردهای ارزشمند را فراهم میکند. با ترلو به تولید محتوا تبدیل به یک تجربهی ساده و موثر میشود.
با استفاده از این ابزارهای قدرتمند گوگل، به بهبود کارهایتان بپردازید و تیم خود را به راحتی هماهنگ کنید. این ابزارها تضمین میکنند که هیچ وظیفهای از دست نروید و به بهرهوری بیشتری دست پیدا کنید.

قدم نهم: شاخصهای عملکرد خود را تعیین و تنظیم کنید
شاخصهای عملکرد، نقش بسیار مهمی در اندازهگیری موفقیت کارهای شما ایفا میکنند. این اعداد و ارقام به شما نشان میدهند که آیا به درستی در مسیر موفقیت قرار دارید یا خیر.
یکی از مثالهایی که میتوان به آن اشاره کرد، عملکرد صفحه اینستاگرام شما است. با اندازهگیری شاخصهایی مانند تعداد لایک، کامنت، ایمپرشن، بوکمارک، و تعداد فالوورها، میتوانید بفهمید که چقدر محتوای شما جذاب است. در واقع، این اعداد و ارقام، راهنمایی شما در بهبود کیفیت محتوایتان خواهند بود.
کم کم یاد میگیرید چه نکات و کارهایی روی چه شاخصی تاثیر بیشتری دارد. مثلاً نوشتن عنوانهای جذاب نرخ کلیک در نتایج جستجو را زیاد میکند و پاراگرافبندی و استفاده از تصاویر میانگین عمق اسکرول صفحه را بیشتر میکند.
برای وبسایتها هم، مجموعهای از شاخصها وجود دارد که به شما کمک میکنند عملکرد و تأثیرگذاری محتوایتان را اندازهگیری کنید. این شاخصها شامل مواردی از قبیل تعداد بازدیدها، تعداد نظرات، میانگین اسکرول صفحه، نرخ کلیک بر روی تبلیغات، ترافیک ورودی از موتورهای جستجوی گوگل، زمان باقیمانده کاربران در صفحه، تعداد بهاشتراکگذاریها، و رتبه در نتایج جستجوی گوگل هستند. این اعداد توسط ابزارهایی نظیر گوگل آنالیتیکس، تگ منیجر و سرچ کنسول گوگل قابل دسترسی و اندازهگیری هستند.
بهترین راه برای مدیریت این شاخصها، تهیه گزارشات منظم و دقیق برای آنهاست. با این تحلیلهای هفتگی و ماهانه، میتوانید به تدریج به اهداف مبتنی بر اعداد پیشبینی شده دست پیدا کنید. به عنوان مثال، اگر تعداد بازدیدهای وبسایت شما در روز به 1500 نفر برسد، میتوانید هدف خود را برای ماه آینده روی 3000 نفر تعیین کنید.
در طول زمان، با تجربه، خواهید آموخت که چه عواملی بر روی این شاخصها تأثیر زیادی دارند. به عنوان مثال، ایجاد عناوین جذاب میتواند نرخ کلیک بر روی نتایج جستجو را افزایش دهد و استفاده از تصاویر میتواند میانگین اسکرول صفحه را افزایش دهد. به این ترتیب، میتوانید بهبودهای مستدامی در عملکرد محتوا خود داشته باشید.
قدم دهم: محتواهای شگفتانگیز بسازید
تمام کلمات کلیدی را درآوردید، تقویم محتوا را ساختید و میدانید که دقیقا برای چه کسی محتوا تولید میکنید. حالا وقت آن است که محتوای خود را بسازید.
شما دیگر در مسیر درست هستید. درست میفرمایید که محتوای خود را بسازید، اما اینجا مهمترین نکته این است که شما محتوایی شگفتانگیز و جذاب بسازید.
روانیت را از دست ندهید. به سادگی و مفهومی بنویسید. همچنین، قواعد نگارشی و ویرایشی را رعایت کنید. حتی میتوانید از کتابهایی مانند کتاب استاد بزرگ ابوالحسن نجفی بهره ببرید. جلوی جملات طولانی و اصطلاحات پیچیده را بگیرید.
از انواع مختلف محتواها بهره ببرید. میتوانید تصاویر، نمودارها، ویدیوها، پادکستها و … را به محتوای خود اضافه کنید. از محتواهای چندرسانهای استفاده کنید تا تنوع بیشتری به کاربرانتان ارائه دهید. بدانید که محتواهایی که از تصاویر مناسب برای مطالب استفاده میکنند، 30% بیشتر از محتواهای صرفا متنی توجه مخاطبان را جلب میکنند. برای اطلاعات بیشتر، مقاله “10 نوع محتوایی که بازدید سایتان را افزایش میدهد” را مطالعه کنید.
متنتان را برای خوانندگانتان خوانا و قابل فهم بنویسید. این نه تنها به بهبود سئو کمک میکند بلکه تجربه کاربری را نیز بهبود میبخشد. از تگهای H1، H2، H3 استفاده کرده و نشانههای بولت را نیز به کار ببرید.
و در نهایت
این مقاله نتیجهی تجربیات موثر ما در زمینه تدوین استراتژی محتواست. اما ما همچنان به دنبال به اشتراک گذاری دانش و تجربیات شما هستیم. با تمام افکار، پیشنهادات و نقدهایتان در مورد این موضوع، به ما کمک کنید تا این مقاله را به یک منبع کاملتر و ارزشمندتر برای همه تبدیل کنیم. همینجا در کامنتها منتظر نظرات شما هستیم.
